Picture of the author
Comma
خاطره
عشق به مردم

روزى خدمت امام نشسته بودیم جمعیت فراوانى از تهران آمده بودند. یکى از درهاى منزل بسته شد. امام متوجه شدند که این در بسته شد فرمودند: «این در را کى بست؟» بنده بودم یا یکى از آقایان یا دو نفرى گفتم که این در به خاطر اینکه زحمت مردم نباشد به دستور حاج آقا مصطفى بسته شد، امام که برافروخته شده بود، فرمودند: «نه باز کنید در را، مردم را آزاد بگذارید، کسى در خانه من دخالت نکند. درهاى خانه من باید به روى مردم باز باشد». . مسعودى خمینى؛ پابه‌پاى آفتاب؛ ج 3، ص 120 و 121.

عنوان :

مردم را آزاد بگذارید

کتاب :

برداشت‌هایی از سیره امام خمینی (در خانواده - با مردم - آخرین روزها) (۱) صفحه ۱۴۹

منبع :

پابه‏پاى آفتاب؛ ج 3، ص 120 و 121