
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

رشد و تعالی بشر و درک صحیح از هستی، طبیعت، زندگی و تعاملات متقابل، بدون وجود اختلاف و تضاد میسر نبوده و نیست؛ چرا که اختلاف و تضاد در واقع نشانهای راهنما و هدایتگر است. مهمترین تضاد در نهاد و ذات بشر، همان تقابل "جبر و اختیار" است که به آدمی ودیعه و عطا شده و از دل همین جبر و اختیار است که آزادی به ارمغان میآید. بنابراین، تضادهای طبیعی، چه در هستی و طبیعت و چه در ذات انسان، امری معمول و زمینه ساز شناخت، زندگی و تداوم روند جاری جهان است؛ اما هرگاه اختلاف منشأ ظلم، ستم، زیاده خواهی و قدرتطلبی باشد، موجب تفرق، دشمنی و کینه شده و در نهایت به جنگ و خشونت منجر خواهد شد.
اگر اختلاف در راستای دستیابی به ایدهآلها و اصلاح و بهبود فرایندهای نظری، عملی و اجرایی و همچنین بهبود روابط باشد، از مقتضیات بشر است؛ اما هرگاه منشأ اختلاف، زور، قدرتطلبی و فساد باشد، نوعی دشمنی و کینهتوزی شیطانی است که با روح بشر ناسازگار است. در یک کلام، اگر اختلاف منشأ عقلانی داشته باشد، برکت و هدایت است و اگر منشأی غیرعقلانی داشته و ریشه در خود خواهی و نفسانیات داشته باشد، به دشمنی، جنگ و خشونت میانجامد.
اختلاف سلیقه اجتماعی و سیاسی که با نقد همراه است، نباید بشر را به ورطه دشمنی بکشاند، بلکه باید از طریق گفتوگو، آن را به بالندگی و رشد متقابل تبدیل کنیم. البته باید دانست که اختلاف در فلسفه، علم و منطق (در اصول قطعی) پذیرفتنی نیست و امری نامعقول و چه بسا زشت است؛ اما وجود اختلاف در امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی در مذهب(امورات غیرقطعی) و هنر، امری متعادلکننده و تسهیلکننده فرایندهاست که منجر به تعاملات درونی و جذب میگردد.
هرگاه اختلافات و انتقادات منجر به اصلاح فرایندها و زمینهساز اتحاد، همدلی و گفتوگو گردد، نوعی اختلاف مثبت و سازنده تلقی میشود؛ اما اگر همین اختلافات و انتقادات به خشم، کینهتوزی، اهانت، خشونت و جنگ منجر گردد، قطعاً ویرانگر،ضدتوسعه و عاملی برای عقبماندگی خواهد بود.
در همین راستا، جریانات وفادار در درون نظام جمهوری اسلامی باید اختلافات سیاسی و اجتماعی خود را به برادری و همدلی تبدیل کنند. هر جریانی که با اختلافافکنی، در پی ایجاد شکاف و وحدت شکنی میان ملت ایران باشد، نهتنها از دایره انقلاب اسلامی خارج است، بلکه در میزان ایمان و اسلامِ آنها نیز باید به دیده تردید نگریست.
حضرت امام خمینی (س)، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در خصوص اختلافات سیاسی در نامه "منشور برادری" میفرمایند: " اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مىشود و اين مسأله روشن است كه بين افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است و لو اينكه شكل عقيدتى به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مىنمايم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى كشور و مردم مىسوزد و هر كدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظرى دارند كه به عقيده خود موجب رستگارى است."(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۷۸).
حضرت امام خمینی (س) در ادامه همین نامه (منشور برادری)، در خصوص اختلافاتی که ریشه در حب نفس دارد، ضمن ارائه نصیحت و هشدار میفرمایند: " خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم، حالْ خود دانند.البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد- که همه باید از شرّ آن به خدا پناه ببریم- که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمی شناسد. رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر، وکیل، وزیر و قاضی و شورایعالی قضایی و شورای نگهبان، سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات، نظامی و غیر نظامی، روحانی و غیر روحانی، دانشجو، غیر دانشجو، زن و مرد نمی شناسد و تنها یک راه برای مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است، بگذریم . "(همان، ص۱۷۹).
حضرت امام خمینی (س) در تجلیل از انتقاد سازنده و بهحق، و تأکید بر دوری از برخوردهای خطی، پرهیز از تخریب دیگران و نفی مصلحتاندیشی جناحی، در همین منشور برادری فرمودند: "انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان می شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّای از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است. اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. "(همان، ص ۱۷۹).
حضرت امام خمینی (س) در ادامه همین نامه، در راستای تألیف قلوب، زدودن کدورتها، نزدیک کردن مواضع و دور کردن افرادی که به القای بدبینی نسبت به جناح مقابل میپردازند، فرمودند: "در هر حال یکی از کارهایی که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطه هایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسی از اصول تخطی می کند، در برابرش قاطعانه بایستید.البته می دانید که دولت و مجلس و گردانندگان بالای نظام هرگز اصول و داربستها را نشکسته اند و از آن عدول نکرده اند. برای من روشن است که در نهاد هر دو جریان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است. با تبادل افکار و اندیشه های سازنده مسیر رقابتها را از آلودگی و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. من باز سفارش می کنم کشور ما در مرحله بازسازی و سازندگی به تفکر و به وحدت و برادری نیاز دارد. خداوند به همه کسانی که دلشان برای احیای اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله و سلم- و نابودی اسلام امریکایی می تپد، توفیق عنایت فرماید "(همان، ۱۸۰).
حضرت امام خمینی (س) مجدداً در نامهای که به "منشور روحانیت" مشهور شده است، ضمن تقبیح شدید اختلافات حذفی و جناحی میان نیروهای درون انقلاب برای بهدست گرفتن قدرت، میفرمایند: " راستى شكست هر جناحى از علما و طلاب انقلابى و روحانيون و روحانيت مبارز و جامعه مدرسين، پيروزى چه جناحى و چه جريانى را تضمين مىكند؟ جناحى كه پيروز شود يقيناً روحانيت نيست و اگر آن جناح الزاماً به روحانيت رو آورد، راستى به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانيت مىرود؟ خلاصه اختلاف به هر شكلى كوبنده است. وقتى نيروهاى مؤمن به انقلاب حتى به اسم فقه سنتى و فقه پويا به مرز جبههبندى برسند، آغاز باز شدن راه استفاده دشمنان خواهد بود. جبههبندى نهايتاً معارضه پيش مىآورد. هر جناح براى حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعارى انتخاب مىكند، يكى متهم به طرفدارى از سرمايه دارى و ديگرى متهم به التقاطى مىشود كه من براى حفظ اعتدال جناحها هميشه تذكرات تلخ و شيرينى دادهام، چرا كه همه را فرزندان و عزيزان خود مىدانم البته هيچ گاه نگران مباحثات تند طلبگى در فروع و اصول فقه نبودهام ولى نگران تقابل و تعارض جناحهاى مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهى به تقويت جناح رفاه طلب بىدرد و نق بزن گردد. "(همان، ص ۲۸۷- ۲۸۸).
حضرت امام خمینی (س) در نامهای به آیتالله مشکینی، ضمن رد حرکات تند طلاب انقلابی، میفرمایند: " از قول من به فرزندان انقلابىام بفرماييد كه تندروى عاقبت خوبى ندارد. اگر آنان جذب حضرات آقايان جامعه محترم مدرسين نشوند، در آينده گرفتار كسانى خواهند شد كه مروّج اسلام امريكايىاند.
من باز مىگويم اگر طلاب انقلابى و مدرسين طرفدار انقلاب هماهنگ كار نكنند، هر دو شكنندهاند."(همان، ص۳۶۷).
حضرت امام خمینی (س) در نامهای، ضمن تأیید شورای مدیریت حوزه علمیه قم، مجدداً خطاب به طلاب انقلابی و با تعبیر "فرزندانم"، سفارش میفرمایند که از تندروی پرهیز کنند و میفرمایند: "بار دیگر به فرزندان خوب و انقلابیام سفارش میکنم که شورای مدیریت حوزهٔ علمیهٔ قم مورد تأیید اینجانب میباشند. سعی کنند تندروی نکنند که تندروی باعث شکست خودشان میگردد."(همان، ص۳۸۰).
تمامی این تأکیدات حضرت امام خمینی (س)، با هدف ایجاد وحدت و هماهنگی میان نیروهای معتقد به نظام جمهوری اسلامی و در راستای حفظ اسلام و تمامیت ارضی کشور بود تا دشمنان بیرونی نتوانند چشم طمع به میهن عزیزمان بدوزند. ایشان هشدار دادند کسانی که برای حفظ جایگاه یا کسب کرسی قدرت به اختلافات دامن میزنند، همانگونه که در سطور پیشتر فرمودند، اولاً موجب تحریک و تشویق دشمن خارجی شده و ثانیاً راه نفوذ ایادی دشمنان اسلام و ایران را هموار میسازند. حضرت امام خمینی (س) در حالی که تفرقهجویی و اختلاف افکنی را بهشدت تقبیح مینمودند، اما هرگز راه را بر اختلاف سلیقه، تفاوت در برداشت و انتقاد از مسئولان نبستند؛ چرا که این تضادهای سازنده را هدیهای الهی برای تعالی و رشد بشر میدانستند و در این باره میفرمایند: " اشکال، بلکه تخطئه، یک هدیه الهی است برای رشد انسانها. "(صحیفه امام، ج۲۰، ص۴۵۱).
حضرت امام خمینی (س) بهشدت با تحمیل رای، نظرات و دیدگاهها به دیگران در فضای جمهوری اسلامی مخالف بودند و در این باره میفرمایند: "هيچ كس نمىتواند رأى خود را بر ديگرى تحميل كند؛ و خدا آن روز را هم نياورد"(صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۴۲). حضرت امام خمینی (س) ضمن ارائه رهنمودها، در عین حال به مسئولان هشدار داده و میفرمایند: "همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم ... و حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید انجمن حجتیهایها همه چیزتان را نابود کردهاند."(صحیفه امام، ج۲۱، ص ۶۸۰).
حضرت امام خمینی (س) نگاهی جامعالاطراف، ژرف و دقیق به تمامی موضوعات، جوانب مختلف و جریانات انقلابی و مخالفان نظام داشتند. ایشان در مسیر دفاع از اسلام و نظام، هرگز بر اساس مفاهیم "خودی" و "غیرخودی" تعریف نکردند و هر جا که تشخیص میدادند برخورد لازم است، از قاطعیت پرهیز نمینمودند. در عین حال، ایشان نه تنها از تمامی جریانات مومن به انقلاب دفاع میکردند، بلکه در انتصابات نیز عدالت و دقت را رعایت نموده و سهم هر جریان را لحاظ میکردند؛ نمونه بارز این امر، انتصاب شخصیتهایی از هر دو جریان در بازنگری قانون اساسی در اواخر عمر مبارکشان است. "وحدت کلمه"، یکی از شعارهای اصولی و بنیادی امام خمینی بود که تا پایان عمر به آن پایبند ماندند. امید است همه ما نیز در شعار و عمل، پیرو راه "وحدتآفرین" و "دشمنشکن" امام خمینی(س) باشیم.
محمد نادری ملکشاه
عنوان :
امام خمینی؛ اختلاف شکن، تفرقه ستیز/ اگر اختلاف و انتقاد زمینه ساز اتحاد، همدلی گردد، نوعی اختلاف مثبت و سازنده تلقی می شود
تاریخ :
۰۸:۳۲ __ ۱۴۰۵/۰۷/۱۱