
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

با تحقیق در منابع مختلف معین میگردد که امام خمینی هيچ كاري را بر اساس اراده و خواست شخصي خود نکرده و امور شخصی و ملی خود را بر اساس رضایت الهی و با خضوع در برابر اراده خداوند انجام میدادند. اولین نمونهای که برای تکمیل این مقدمه به ذهنم میرسد این است که امام جنگ بين ايران و عراق را جنگ حق و باطل میدانست و بر تداوم آن تا پيروزي نهايي تأكيد، به وظيفه الهيشان عمل ميکردند و در مقابل زماني هم كه قطعنامه ۵۹۸ و اتمام جنگ را ميپذيرند، باز به وظيفه و تكليف الهيشان عمل كردهاند؛ يعني هر چند آرمان اوليه جنگ، يعني پيروزي نهايي بر نيروهاي كفر برآورده نشد و جنگ به نتايج مطلوب اوليه خود نرسيد، اما مصلحت جامعه اسلامي و حفظ نظام بر تمامي اين موارد سايه افكنده و بر آنها رجحان مييابد؛ و همين امر سبب ميشود تا امام از ميان مصلحت حفظ نظام و كسب نتيجه، به انتخاب مصلحت روی آورد و آن را در اولويت قرار داد. ايشان در اين زمينه ميفرمايند: ما براى اداى تكليف جنگيدهايم و نتيجه فرع آن بوده است. ... همه ما مأمور به اداى تكليف و وظيفهايم نه مأمور به نتيجه. سيره سياسي امام تابع دو دسته عوامل ثابت و متغير است و شناخت و تبيين ديدگاهها و عملكرد امام نسبت به موضوعات گوناگون، بدون توجه به اين دو دسته از عوامل، امكانپذير نميباشد.
به نظر میرسد حفظ نظام بعنوان عوامل ثابت همواره مورد نظر امام قرار داشت و عوامل متغير که در برخی کلام امام ملاحظه میشود میبایست در خدمت عوامل ثابت(در اینجا منظور حفظ نظام) قرار گیرد؛ که البته در کانتکس زمانی مشخص و بر اساس نیازهای جامعه مطرح و دارای بار معانی متفاوت هستند؛ اما همین عوامل متغير از یک مفهوم مشترک برخوردار است و آن اهمیت و ضرورت حفظ نظام است. آنچه مسلم است این است که با مرور در آثار امام، حفظ نظام، که در موارد متعددی تذکر داده شده، باید بر مبنای حفظ جامعۀ اسلامی و کشور اسلامی، و بر پایۀ قانون و عدل و ارزشهای آن باشد. در دیدگاه امام حفظ نظام اسلامی برای تحقق اهداف آن میباشد و بقای نظام، برای این است که بتواند هدفهای آن که در سرلوحۀ آن توحید و عدالت است را محقق سازد؛ آنچه در ادامه میخوانید سخنان امام در باره حفظ نظام (در هر دو وجه آن یعنی عوامل ثابت و عوامل متغير) و بحثهای مرتبط با آن است که از صحیفه امام گرفته شده است.
دو مسئولیت مهم
ما و شما دو مسئولیت داریم؛ یک مسئولیت کوچک و یک مسئولیت بزرگ. مسئولیت کوچک حفظ کشور، حفظ نظام و پیشبرد و رعایت جهات نظمی و تربیتی افراد [است] که این مهم است، لکن کوچکتر از آن دومی است. دوم، حفظ مکتب و چهرۀ اسلام. (صحیفه امام، ج۱۰، ص۱۰۶)
واجبات شرعیه و عقلیه
همۀ جامعه نظم لازم دارد، اگر نظم از کار برداشته بشود جامعه از بین میرود، حفظ نظام، یکی از واجبات شرعیه و عقلیه است که نظام باید محفوظ باشد، آنهایی که میگویند نظام به این معنا نمیخواهیم و همهمان یکجور و همهمان بدون اینکه یک ضابطهای در کار باشد عمل بکنیم، خلاف قرآن دارند عمل میکنند. خلاف اسلام دارند عمل میکنند. (همان، ج۱۱، ص۴۹۴)
حفظ مرزهای اسلامی
برای اینکه حفظ ثغور اسلام است، حفظ نظام اسلام است، حفظ ثغور اسلام است، حفظ ثغور اسلام جزء فرایضی است که هیچ فریضهای بالاتر از آن نیست، حفظ اسلام است. (همان، ج۱۶، ص۴۶۵)
تلاش برای پیشرفتِ
اگر سخن و حرفی زده شود که خللی در جامعه ایجاد شود، موجب نگرانی شود، مشکل برای مردم ایجاد شود اینها خلاف حفظ نظام است. (همان، ج۲۰، ص ۱۲۷)
اجتناب از تفرقه
بايد[رعایت] حفظ نظام و سلسله مراتب را بكنند؛ اگر بخواهند خدمت به كشور و اسلام بكنند، بايد انتظامات را حفظ كنند و سلسله مراتب را حفظ كنند.... با قدرت و قوت و عظمت، حفظ ثغور و حدود مملكت را بكنيد و حفظ نظم در بين جامعه ما مرهون خدمتهاى شما باشد (همان، ج۷، ص: ۸۷)
وظيفه دفاع براى همه
حفظ نظام، حفظ مراتب، حفظ سلسله، در وقتهاى عادى لازم است، اما در وقت غير عادى بيشتر لازم است؛ براى اينكه اگر بنا باشد كه در وقت غير عادى هر كسى بخواهد حرف ديگرى را نشنود و هيچ كس تحت نظمى نباشد، اين اسباب اين مىشود كه يك كشور به باد برود. (همان، ج۸، ص: ۷۳)
فرصت بازسازى
...خود مردم هستند كه حفظ نظام و نظم را مىكنند، شما تصور مىكنيد كه بشود، امكان داشته باشد كه فوراً اين كارها همه درست بشود؟ ... همه ما بايد دست به هم بدهيم، دولت و ملت، و اين خرابه را بسازيم. دولت به آن مقدارى كه قدرت دارد. شما خيال نكنيد كه دولت نمىخواهد بكند، دولت در صدد است؛ مشغول است. (همان، ج۸، ص: ۴۰۲)
حفظ مكتب و كشور
ما و شما دو مسئوليت داريم: يك مسئوليت كوچك، و يك مسئوليت بزرگ. مسئوليت كوچك حفظ كشور، حفظ نظام و پيشبرد نهضت و رعايت جهات نظمى و تربيتى افراد [است] كه اين مهم است، لكن كوچكتر از آن دومى است. دوم، حفظ مكتب و چهره اسلام... (همان، ج۱۰، ص: ۱۰۷)
رعايت رفتار اسلامى در ارتش
... اسلام اطاعت فقيه را واجب دانسته است، و من امر مىكنم به شما كه اطاعت كنيد از ما فوقهاى خود، و حفظ نظام را بكنيد. (همان، ج۱۰، ص: ۳۲۸)
حفظ نظام با قدرت ملت
مملكت مال خود شماست. نه شرق، نه غرب، نه قدرتهاى بزرگ، هيچ كدام تصرف در اينجا ندارند و نمىتوانند داشته باشند. با همان قدرتى كه شما بيرونشان كرديد، با همان قدرت حفظ مىكنيد استقلال خودتان را، حفظ مىكنيد آزادى خودتان را، و حفظ مىكنيد رژيم حاضر كه جمهورى اسلامى است. شماها هيچ نگرانى نداشته باشيد (همان، ج۱۰، ص: ۴۶۵)
لزوم نظم براى حفظ نظام
حفظ نظام، يكى از واجبات شرعيه و عقليه است كه نظام بايد محفوظ باشد. آنهايى كه مىگويند نظام به اين معنا نمىخواهيم و همهمان يكجور و همهمان بدون اينكه يك ضابطهاى در كار باشد عمل بكنيم، خلاف قرآن دارند عمل مىكنند. خلاف اسلام دارند عمل مىكنند. خلاف مصالح مملكتشان دارند عمل مىكنند.. (همان، ج۱۱، ص: ۴۹۵)
مسئولان وحفظ نظام
[مملکت] اين يك امانت الهى است كه بايد ماها نگهش داريم... اگر بنا باشد كه ما رشد نداشته باشيم كه اداره كنيم مملكتمان را، نتوانيم اداره كنيم مملكتمان را، خودمان نتوانيم كه آن چيزى كه امانت دست ماست حفظش بكنيم، اگر همچو رشدى نداشته باشيم، خوب محتاج به قيّم هستيم ... (همان، ج۱۲، ص: ۴۱۷)
ضرورت حفظ سلسله مراتب
لازم است كه در ارتش و ساير قواى مسلح، حفظ نظام و سلسله مراتب را كه قانون داخلى قواى مسلح است، بيش از پيش مراعات نمايند تا ارتش و ساير قواى اسلامى، قدرتمندتر و هر چه بيشتر منسجم شوند. تخلف از اين امور، تخلف از قانون است. و من اميدوارم با برادرى و حفظ نظام و حذف خشونت، قواى مسلح اسلامى آسيبناپذير شود. (همان، ج۱۴، ص: ۳۰۰)
توصیه به نمایندگان مجلس
آنچه در حفظ نظام جمهورى اسلامى دخالت دارد كه فعل يا ترك آن موجب اختلال نظام مىشود و آنچه ضرورت دارد كه ترك آن يا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه فعل يا ترك آن مستلزم حَرَج است پس از تشخيص موضوع به وسيله اكثريت وكلاى مجلس شوراى اسلامى، با تصريح به موقت بودن آن مادام كه موضوع محقق است، و پس از رفع موضوع خود به خود لغو مىشود، مجازند در تصويب و اجراى آن؛ (همان، ج۱۵، ص: ۲۹۷)
حفظ اسلام بالاترين فرايض
حفظ اسلام يك فريضه الهى است، بالاتر از تمام فرايض؛ يعنى، هيچ فريضهاى در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نيست. اگر حفظ اسلام جزء فريضههاى بزرگ است و بزرگترين فريضه است، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانيون حفظ اين جمهورى اسلامى از اعظم فرايض است. (همان، ج۱۵، ص: ۳۲۶)
اهميت حفظ جمهورى اسلامى
[دشمنان] از هيچ راهى تاكنون نتوانستهاند توفيق پيدا بكنند، هر جور اقدامى كردند؛ اقدام نظامى كردند، هجمه به كشور ما كردند، جنگ ايجاد كردند، در داخل جنجالها و كارهايى راه انداختند، ترورها را كردند و انفجارات را انجام دادند و ديدند كه با اين ملت ما مستحكمتر شده است و از ميدان خارج نمىشود والبته هم بايد خارج نشود؛ (همان، ج۱۵، ص: ۳۶۳)
برخورد قاطع دولت با تخلفات
اگر چنانچه يك كسى تخلف كرد از مقررات دولت، اين غير اسلامى است، آن هم بايد اسلامى بشود؛ يعنى، بايد دولت با قدرت، آن كسى [را] كه تخلف مىكند از آن چيزهايى كه دولت براى حفظ نظام دولت قرار داده است، آن را بايد با قدرت جلويش را بگيرد؛ براى اينكه آن غير اسلامى است، من مىگويم اسلامى بايد بشود.... اسلام كه با نظم مخالف نيست، اصلًا اسلام مىخواهد نظم حفظ بشود، نظام حفظ بشود. كليه امور مربوط به نظام، اين اسلام است. و اگر يك چيزى تخلف از نظام كرد، اين بر خلاف اسلام است و... (همان، ج۱۶، ص: ۴۵۰)
اجراى مقررات انضباطى
رياست ستاد مشترك و فرماندهان نيروهاى سهگانه و ژاندارمرى و رياست شهربانى كل كشور براى حفظ نظام و عدم هرج و مرج و بىبند و بارى در قواى نظامى و انتظامى مجازند با رعايت احتياط كامل مقررات انضباطى متخلفين نظامى و انتظامى را اجرا نمايند. (همان، ج۱۷، ص: ۲۱۷)
لزوم برخورد با جرايم
براى نظام مملكت بايد آن چيزهايى كه در حفظ نظام مملكت، در حفظ نظام يك شهر دخالت دارد، با آنها با جديت عمل بشود... (همان، ج۱۷، ص: ۲۶۷)
منشأ حفظ نظام اسلامى
مادامى كه اين ملت، اين حالى كه الآن دارند كه توجه به معنويات تا يك حدودى، و اين جوانهاى ما توجه به معنويات دارند و اين تحول عظيم پيدا شده است در آنها كه شهادت را با جان و دل مىخرند، مادامى كه اين محفوظ است، اين جمهورى اسلامى محفوظ است و هيچكسى نمىتواند به او تعدى كند.( همان، ج۱۷، ص: ۳۷۷)
حفظ نظام جمهورى اسلامى
... چون مسئله اسلام و حكومت الهى در كار است، مسامحه در اين امور چه بسا خللى وارد آورد كه جبران آن مشكل يا غير ممكن شود و مسئوليت آن در پيشگاه خداوند بزرگ عظيم باشد. مسئله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مىشود و با اين نشانهگيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مىشود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمىكند...( همان، ج۱۹، ص: ۱۵۴)
در منشور برادری
امام در منشور برادري تأكيد دارند كه اين اختلافات نبايد به اصول پايهاي نظام و انقلاب منتهي شود؛ و در اين راستا نيز بايد اذعان نمود كه هيچ نظام سياسياي، وجود تناقض را در وجود خويش نميپذيرد؛ از اين رو امام با تأكيد بر حفظ اصول و ارزشهاي اسلامي، و با تكيه بر اصولي ديگر منجمله: حفظ نظام در برابر تهديدات، تكيه بر سياست نه شرقي و نه غربي (موازنه منفي)، منفي برشمردن برخوردهاي خطي و تحريف و حذف نيروها، و معطوف كردن توجه جناحها به پايبند بودن به اخلاق سياسي، و تلاش براي احياي اسلام ناب محمدي(ص)، جناحها را به فعاليت در چارچوب اين اصول دعوت ميكنند.(برگرفته از کتاب سیره عملی امام خمینی در اداره امور کشور)
اولويت دادن به منافع كشور در تسخیر لانه جاسوسی
تداوم اين رويداد تا زماني بود كه مصلحت نظام ايجاب ميكرد و منافع كشور نيز درگرو آن بود؛ ولي پس از طولاني شدن آن و خطراتي كه ميتوانست براي نظام نوپاي اسلامي به دنبال داشته باشد، شروطي را براي آزادي گروگانها اعلام نمودند. از سوي ديگر در بعد داخلي نيز عليرغم اينكه بنيصدر، دولت رجايي را به بهانه امضاي بيانيه الجزاير، مورد شديدترين حملات خود قرار داده بود، امام به دليل مصلحت نظام و
مصالح كشور، به رجايي اجازه پاسخگويي به اين انتقادات را ندادند و ضرورت عدم درگيري بين مسئولين مختلف مملكتي را مطرح كردند.(همان، ص۷۵۰)
اصل مصالح ملي در فعالیت احزاب
امام خميني(س) با توجه به اين اصل با هر گروه و حزبي كه مصالح و موجوديت نظام را به خطر ميانداخت، بشدت برخورد ميكردند. در مورد حزب جمهوري اسلامي نيز آنگاه كه احساس كردند اختلافات در بين افراد بلندمرتبه اين حزب مصالح نظام را تحتالشعاع خود قرار داده است، دستور توقف فعاليتهاي آن را اعلام نمودند. بهطوركلي امام تا زماني با تداوم فعاليتهاي حزب جمهوري موافق بودند كه اصل نظام را
تقويت ميكرد. اصل و معيار در سيره عملي امام جهت فعاليت احزاب، عدم برخورد مسلحانه آنها با نظام و حكومت اسلامي است؛ امام اصل را بر حفظ نظام اسلامي از معرض توطئه و تجاوزات و ساير برخوردها و حملات مسلحانه قرار داده بودند، و بشدت گروهها و احزابي كه چنين اهدافي را دنبال مينمودند نفي ميكردند. (همان، ص۷۵۶)
اولويت با منافع كشور
يك نمونه ديگر كه به خوبي اهميت مسأله حفظ نظام را از ديدگاه امام روشن مينمايد، مسأله اختلافات بين نخستوزير (رجايي) و رئيسجمهور (بنيصدر) بود.(همان)
پذيرش قطعنامه
با پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوي ايران و اقدام مدبرانه امام خميني در اين زمينه، آثار و پيامدهاي مثبت زيادي براي ايران داشت و بهطور كلي در بسياري از زمينهها به نفع ايران تمام شد؛ به گونهاي كه ذهنيت جهانيان را نسبت به ايران عوض نمود. مهمترين پيامد پذيرش قطعنامه ۵۹۸ را بايد در حفظ نظام و انقلاب، و تداوم آن دانست؛ زيرا امام خميني كه در آن زمان، پذيرش قطعنامه را به صلاح نظام نميدانستند و تداوم انقلاب و ترويج انديشههاي اسلامي را در گرو آن ميدانستند، با ترجيح دادن مصلحت نظام بر ساير موارد، اسلام و انقلاب را به نوعي بيمه نمودند. علاوه بر مصلحت و حفظ نظام و انقلاب، پيامد مثبت ديگر قطعنامه را بايد در بعد تبليغاتي آن ملاحظه نمود كه در واقع در پس اين پيامد، بهانههاي ساختگي قدرتهاي بزرگ براي اعمال فشار بيشتر به ايران از بين رفت.(همان)
داود رضایی
عنوان :
ما و مسئولیت حفظ نظام اسلامی/ حفظ نظام با قدرت ملت
تاریخ :
۱۰:۱۶ __ ۱۴۰۵/۰۳/۱۵