
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

امامخمینی(س) علاوه بر دعوت همگان به اتحاد و برادری در سخنرانیها یا پیامهای عمومی، در چندین کتاب فقهی و فتوایی فتاوا و نظراتی دارند که کاملاً در فضای اتحاد و همدلی و برادری اسلامی میباشند. حضرت امام از روزگار جوانی و در سفر حج خود در صفوف دیگر مسلمانان نماز میخواند و در میانسالی با نگارش رساله تقیه و مطرح کردن مطلب نوآورانه «تقیه مداراتیه» مبانی اجتهادی رفتار و سیره خود را بیان کرد، چنانکه همین مبنای محققانه و اجتهادی اساس فتاوا ایشان در چند کتاب فتوایی و پاسخهایشان به استفتائات مؤمنان در این زمینه شده است.
مقدمه
اگر از نگاه نافذ و حقیقت بین عارف کامل، در دار هستی غیر از حق تبارک و تعالی وجود ندارد و به همین خاطر در عرفان نظری تنها از توحید و موحد سخن در میان است؛ آئین توحیدی اسلام نیز از نگاهی جز دو «کلمه» نمیباشد؛ «کلمه توحید» و «توحید کلمه». یعنی شناخت درست خدای یگانه و عشقورزی و عبودیت از سر معرفت به پیشگاه معبود یکتا؛ و در این سیر و صیرورت با دیگر انسانها و فرزندان آدم و حوا(سلامالله علیهما) ستیز و اختلاف نداشتن و متفرق و متشتت نبودن.
امامخمینی(س) عالم ربانیای بود که در عصر دینستیزی و دینگریزی، به نام دین و بر اساس تعالیم دین کامل و تام و تمام اسلام، راه صحیح کمال و پیشرفت را به ملت ایران و مسلمانان و همه جهانیان نشان داد و استبداد و استعمار و استکبار را خار راه سلوک الیالله برای افراد و جوامع انسانی معرفی کرد و پیراستن و تخلیه را مقدم بر تجلیه و آراستن دانست و نخست خود «قیاملله» کرد و آنگاه دیگران را چه «مثنی» و چه «فرادی» به این قیام فراخواند.
او که سالکی واصل و عارفی کامل بود، گرد توحید و موحد میگردید و علماً و عملاً در این دو عرصه قلمی رسا و قدمی استوار و مقامی رفیع داشت؛ چنانکه سراسر عمر پرحادثه و با برکت او برای «کلمهالتوحید» و «توحیدالکلمه» بوده است.
در بررسی اندیشه و سیره امامخمینی، مسئله «وحدت اسلامی» و «اتحاد مسلمانان» جایگاه بسیار مهم و ممتازی دارد که در این مقال و مجال محدود فتاوای وحدتآفرین ایشان و نیز بنیادها و مبانی آنها توضیح داده میشود تا اندیشه سازنده و استوار او نمایانده شود و باشد که غفلت مسلمانان و زعمای آنها ـ چه زعمای دینی و چه زعمای سیاسی ـ در این مسئله حیاتی، مرتفع گردد.
فتاوای وحدتآفرین
نخست فتاوای امام خمینی در کتابهای فتوایی ایشان ذکر میشود و به دنبال آن دیگر فتاوا تا در مقایسه تفاوت آنها بهتر دیده شود.
امام خمینی میفرمایند:
۱ ـ «در وقتی که در مسجدالحرام و مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند».۱
ایشان در این مسئله هم «نباید» دارند و هم «باید»، اولاً در وقت برگزاری نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبی، شیعیان «نباید» از آنجا خارج شوند، و ثانیاً «باید» از جماعت تخلف نکنند. فتوایی صریح که هم تکلیف مقلدان را روشن بیان میکند و هم آنها را به دردسرهای حیرتزای «اما» و «اگر» نمیاندازد و به شک و تردید نمیکشاند.
۲ ـ سجده نمودن بر تمام اقسام سنگها، چه مرمر باشد یا سنگهای سیاه معدنی و سنگ گچ و آهک قبل از آنکه پخته شود، جایز است و سنگهایی که در مسجدالحرام از این قبیل است سجده بر آنها اشکال ندارد و همینطور در مسجدالرسول(ص)».۲
حضرت امام در این مسئله هم فتوایی روشن ابراز نموده که اهمیت آن آنگاه روشن میشود که فضای روانی زائران در این امکان را در نظر داشته باشیم که بر اثر فتاوا و نظرات احتیاطآمیز آرامش از آنها سلب و لذت عبادت در برترین و با فضیلتترین اماکن زمین از آنها گرفته میشود.
۳ ـ «در مکه و مدینه، در مسافرخانه و هتل نباید نماز را به جماعت بخوانند و میتوانند در جماعت سایر مسلمین در مساجد شرکت کنند و نماز را به جماعت بخوانند».۳
اهمیت این فتوا آنگاه روشن میشود که مقطع زمانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و متأسفانه سالهای اخیر دیده و بررسی شود؛ فضایی که عموم شیعیان در مسجدالحرام و مسجدالنبی همراه دیگر مسلمانان از دهها کشور اسلامی نماز میخوانند و یا در محلات این دو شهر مذهبی در ایام حج به مساجد میروند و مانند دیگر مسلمانان نماز میخوانند، اگر با زمان و فضا مقایسه شود که شیعیان هنگام برگزاری نمازجماعت از مسجدالحرام و مسجدالنبی خارج میشوند و یا در جماعت عموم مسلمانان حضور ندارند و همچنین در مساجد محلات مکه و مدینه دیده نمیشوند! روشن است که در فضای عدم حضور شیعیان در جمع دیگر مسلمانان؛ زمینه تهمت و تخریب پیروان اهل بیت فراهم میشود و این یعنی تخریب چهره نورانی مکتب اهل بیت که حتماً مرضی آن بزرگواران نیست.
۴ ـ در مسجدالنبی(ص) سجده کردن روی فرشهای مسجد مانع ندارد و مهر گذاشتن جایز نیست، و لازم نیست در جایی که سنگ است نماز بخوانند، و لازم نیست حصیر یا نحو آن با خود ببرند؛ ولی اگر مراعات کنند که موجب وهن نشود و حصیر برای جانماز با خود داشته باشند و روی آن نماز بخوانند بهطوری که متعارف سایر مسلمین است اشکال ندارد، لکن تأکید میشود که از عملی که موجب هتک و انگشتنما شدن باشد اجتناب نمایند.۴
دقت و ظرافت حضرت امام در این مسئله متعدد و اعجابآور است؛ اولاً سجده بر روی فرشهای مسجدالنبی «مانع ندارد» و بالاتر اینکه مهر گذاشتن در آنجا «جایز نیست» و ثالثاً «لازم نیست» در جایی که سنگ است نماز بخوانند، چنانکه «لازم نیست» حصیر یا نحو آن با خود ببرند. ایشان در ادامه این مسئله که حصیر با خود داشتن نمازگزار را مطرح کردند، قید کردند که این عمل مشروط به این است که این عمل «موجب وهن نشود» و طوری باشد که «متعارف سایر مسلمین است» و در این صورت حصیر با خود داشتن «اشکال ندارد». ایشان مجدداً در بخش پایانی مسئله متذکر میشوند که این اشکال نداشتن با این قید است «تأکید میشود که از عملی که موجب هتک و انگشتنما شدن باشد» اجتناب نمایند.
در همین مسئله توجه به استفتائی که از ایشان شده و فتوایی که صادر کردند مهمتر و جالبتر میباشد.
«س: در مسجدالنبی(ص) بعد از اتمام نماز جماعت، آیا میتوان روی فرشهای مسجد سجده نمود و یا اینکه باید برود در جایی که سنگفرش است و بر سنگ نماز بخواند؟
ج: لازم نیست به جای دیگر که سنگ مفروش است برود».۵
مجدداً باید متذکر شد که اولاً چنین فتوای روشن و بدون پیچ و تاب، چقدر کار مقلدان و زائران حرمین شریفین را آسان میکند؛ و ثانیاً چقدر به آنها آرامش و امکان لذت بردن از عبادت در آن اماکن شریف را میدهد!
ایشان در پرسش و پاسخی دیگر تکلیف نمازگزاردن در دیگر مساجد مکه و مدینه را هم روشن میکند که جدّاً از نظر روانشناسی دینی قابل بررسی است.
«س: در صورتی که شخص نمازگزار وارد یکی از مساجد مدینه و یا مکه معظمه شد و مشاهده کرد که جماعت خاتمه یافته است، ولی نمازگزاران در مسجد هستند، آیا میتوان نماز را فرادا بر طبق شرایط موجود به جای آورد، یا باید بیاید مسافرخانه و یا هتل و نمازش را با چیزی که سجده بر آن صحیح است انجام دهد؟
ج: میتواند در همان جا و بر طبق نماز آنان به جا آورد».۶
با توجه به آنچه گذشت، این پرسش و پاسخ نیازی به توضیح ندارد ولی آنگاه اهمیت و ارزش آن روشن میشود که با فتاوای دیگر فقها و مراجع معظم مقایسه شود و به صورت میدانی با حس و حال و وضعیت زائران در آن اماکن ملاحظه شود و همه آنها در مقایسه با مبانی روائی و سیره ائمه هدی(ع) بررسی شود که کدام رویکرد با سیره معصومین(ع) و سخنان آنان همسو و همجهت است.
در توضیحالمسائل آیتالله بروجردی درباره سجده بر فرش در فضای تقیه میخوانیم: «جایی که انسان باید تقیه کند، میتواند بر فرش و مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود. ولی اگر بتواند بر حصیر یا چیزی که سجده بر آن صحیح میباشد، طوری سجده کند که به زحمت نیفتد، نباید بر فرش و مانند آن سجده نماید».
حضرت امام که بر توضیحالمسائل آیتالله بروجردی به قلم خود حاشیه نوشتند، مرقوم داشتند: «اگر مخالف تقیه باشد، نباید سجده بر حصیر کند، گرچه به زحمت نیفتد».۷
ایشان در توضیحالمسائل خود چنین فتوا دادهاند:
«جایی که انسان باید تقیه کند میتواند بر فرش مانند آن سجده نماید و لازم نیست برای نماز به جای دیگر برود».۸
فتاوای دیگر فقها و مراجع
تا اینجا فتاوای امام خمینی به همراه توضیحاتی گزارش شده و مناسب است نگاهی گذرا به فتاوای دیگر فقها و مراجع معظم که در مناسک حج محشی آورده شده، داشته باشیم تا تفاوت روشن شود.
درباره شرکت در نماز جماعت مسجدالحرام و مسجدالنبی میفرمایند در جماعت آنها شرکت کنند؛ «ولی در شرایط کنونی میبایست آن را اعاده کنند»
«با جماعت خوانده شود و پس از آن اعاده کند».
«بلی نماز مجزی است در صورتی که قرائت حمد و سوره را برای خود آهسته قرائت کند و اگر نمیشود به نحو حدیث نفس بخواند و در نمازجمعه بعد از فراغ از آن، با آنها، نماز ظهر را اعاده کند».
«نماز با عامه در حال ضرورت بیاشکال است و در غیر حال ضرورت شرکت در جماعات آنان اگر موجب تألیف قلوب آنها و دفع اتهام به شیعه باشد خوب است و اعاده آن لازم نیست، اگرچه موافق با احتیاط است و خروج از مسجد در هنگام اقامه جماعت و یا ایستادن و شرکت نکردن شایسته نیست، بلی اگر ضرورتی ایجاب کند مانع ندارد».
«برگزار کردن نماز جماعت در هتلها در مکه و مدینه مانعی ندارد، مگر باعث مفسدهای که دفع آن لازم است شود».
«هرگاه اقامه نماز در هتلها سبب شود که حضور شیعه در مساجد کمرنگ و ضعیف شود، این کار را انجام ندهند، در غیر این صورت اشکالی ندارد».
«اگر خلاف تقیه نباشد اشکال ندارد، ولی شرکت در جماعت مسلمین بهتر است».
«در صورتی که مفسده داشته باشد (نباید بخوانند)».
«نماز جماعتهای کاروانی و بزرگ اشکال دارد ولی نماز چند نفری اشکال ندارد».۹
البته در دین بین آیتاللهالعظمی صانعی(ره) فتوایش عین فتوای حضرت امام است و ایشان تنها اشاره میکند که این فتوا بر اساس تقیه مداراتیه میباشد.۱۰
چنانکه فتوای آیتالله العظمی جوادیآملی بسیار نزدیک به فتوای حضرت امام است با این تفاوت که در ذیل مسئله آورده:
«... ولی هرگاه به سهولت بتواند روی سنگهای مسجد نماز بخواند، آن را ترک نکند».۱۱
البته که فقهاء بزرگوار و مراجع معظم فتاوایشان برای خودشان و مقلدین آنها حجت شرعی است و مناقشهای در این مطلب نیست، اما نتیجه و آثار فتاوای امام خمینی وحدتآفرین و موجب عزت شیعه و دور کردن اتهامات و اکاذیب بیاساس به تشیع و شیعیان میشود و آرامش روان و لذت بردن از عبادات در سرزمین وحی را برای زائران کوی دوست و دوستداران پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت اطهار او(ع) در پی دارد؛ درحالیکه آن فتاوای دیگر که با «اما» و «اگر» همراه است، زائران را به گونهای سردرگم و روحاً مضطرب میسازد و لذت عبادت و مناجات در بافضیلتترین اماکن و ازمنه را که نوعاً در عمرشان یک بار قسمتشان میشود، از آنان میگیرد و چنانکه مشاهده میشود، عموم روحانیون کاروانها و بالطبع زائران، در مسجدالنبی در جاهای مفروش به سنگ، متراکم میشوند و یا اوقاتی که میتوانستند در حسینیه شیخ عمری و در جمع شیعیان نخاوله مدینه حاضر شوند بگویند «این نماز به ما چسبید»! از آنجایی که فتوا وظیفه عملی مکلّفان را مشخص میسازد و لزوماً هر فتوایی مطابق با واقع حکمالله نمیباشد، بر این اساس میشود و لازم به نظر میرسد که این فتاوا با ادله فرادست آنها مانند قاعده سهولت شریعت و یا قاعده تقیه مورد باز اجتهاد قرار گیرد.
پیشینه و ادله فتاوای امام خمینی
شاید گمان شود این فتاوایی که از امام خمینی در مناسک حج ایشان وجود دارد و یا توصیههای ایشان به وحدت و تألیف قلوب، مربوط به مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران باشد؛ درحالیکه چنین نیست و اندیشه وحدت و سیره حضرت امام در این مسئله در گذشتههای دور زندگیشان غیر این گمان را دلالت دارند.
امام خمینی در سنین جوانی و در سال ۱۳۱۲ ش به حج مشرف شدند، استاد شهید آیتالله مرتضی مطهری میگوید:
«آقا مصطفی آیتاللهزاده خمینی میفرمودند در زمان حج، پدرم در موقع ظهر، چه در مکه و چه در مدینه به جماعت اهل تسنن میرفت و به امام آنها اقتدا میکرد و مراجعت مینمود».۱۲
مرحوم آیتالله محمد عبائیخراسانی میگوید:
«من در سفری که به حج مشرف شدم آقای لواسانی که نماینده مراجع تقلید بود، جریانی را برایم نقل کرد. او مغازهای در آنجا داشت و در آن مغازه که عطاری بود و جایش هم در مکه بود، لوازم احرام هم میفروخت، او روزی برایم گفت آیتالله خمینی در سالهایی که جوانتر بودند به مکه مشرف شدند؛ ایشان در اینجا روشی داشت که ممتاز بود نسبت به روش همه علما و فضلا، ایشان سجادهاش در مغازه من بود؛ هر وقت که به مسجد میرفتند میآمدند سجاده خودشان را بر میداشتند و پس از نماز میآمدند و در مغازه من میگذاشتند. نزدیک اذان که میشد؛ چه اذان ظهر و چه اذان مغرب، با سجاده به مسجد میرفتند و با نمازگزاران نماز میخواندند؛ برخلاف دیگر علما که درست همان موقع نماز از مسجدالحرام بیرون میآمدند. درحالیکه ایشان میآمدند سجاده خود را بر میداشتند و در نمازجماعت حضرات یعنی اهل سنت شرکت میکردند، ایشان این برنامه را داشت و هرچند هم به ایشان تذکر میدادند میفرمود شما آقایان هم باید در نمازجماعت مسلمین شرکت کنید و اینکه موقع نماز از مسجدالحرام خارج میشوید ناپسند است».۱۳
آنچه از سیره و عمل امام خمینی روایت شده، مربوط به دوره جوانی ایشان است و البته ریشههای عمیق این دیدگاه را در فکر و فقه ایشان نشان میدهد.
حضرت امام در میانسالی و اوائل دهه سی قرن گذشته (شعبان ۱۳۷۳ ق) و در سالهایی که در مبحث فقه، کتابالطهاره را در جمع فضلا حوزه علمیه قم تدریس میکردند، به مناسبت مسئله «مسح علی الخفین» مسئله تقیه را مورد بررسی و در قالب رسالهای نوشتند:
«فلمّا بلغ بحثنا فیالدورة الفقهیة إلی بعض فروع التقیه، أجبت أن اُفرد فیها رسالة کافلة لمهمات مباحثها».۱۴
حضرت امام در اولین تقسیمبندی تقیه در این رساله که تقسیم بر اساس ذات تقیه میباشد، آن را به دو دسته تقسیم میکند:
۱ ـ تقیه خوفیه؛ ۲ ـ تقیه مداراتیه
در تقیهای که از سر ترس و خوف انجام میشود، شخص تقیهکننده احتمال میدهد اگر تقیه نکند ضرری متوجه جان، آبرو و مال او یا متعلقین او خواهد شد و برای دفع چنین خطر و ضرری تقیه میکند و حتی اگر احتمال خطر و ضرر برای برادران ایمانی باشد نیز باید تقیه کند؛ چنانکه اگر این ضرر متوقع و محتمل، متوجه کیان اسلام باشد هم باید تقیه نمود.
اما در تقیه از نوع مداراتیه، ضرر و خطری در میان نیست بلکه شخص تقیه میکند برای اتحاد و یکپارچگی مسلمانان و برای جلب دوستی و محبت اهل سنت. ۱۵
حضرت امام در این رساله، تقیه مداراتیه را که پیش از ایشان چندان جدی و مفصل بدان پرداخته نشده، به صورت جدی مورد بررسی قرار داده و حکم آن را از تعدادی از روایات معتبره استفاده کرده است. یکی از این روایات صحیحه هشامبن حکم است که امام صادق(ع) میفرمایند: برحذر باشید از اینکه کاری کنید که بهواسطه آن به ما (ائمه) عیب گیرند؛ چراکه فرزند بد موجب ایرادگیری به پدر خودش میشود. شما شیعیان ما پیش غیرشیعیان مایه آبروی ما باشید. مبادا مایه آبروریزی ما شوید؛ در جمع اهل سنت نماز بخوانید و از مریضهای آنها عیادت کنید و در تشییع جنازه مردگانشان حاضر شوید...۱۶
حضرت امام میگویند ظاهر از این روایت صحیح، ترغیب و تشویق شیعیان در انجام اعمال طبق آراء اهل سنت است به اینکه در جمع آنها نماز بخوانند و همچنین دیگر خیرات را انجام دهند. با توجه به اینکه نماز در جمع و حضور آنها مستلزم ترک بعضی از اجزاء و شرائط نماز طبق نظر ائمه(ع) است و یا انجام بعضی از کارهایی که در مذهب شیعه از موانع درستی نماز محسوب میگردند و اینکه امام(ع) در فراز پایانی حدیث میفرماید: «به خدا قسم که خداوند پرستیده نشده به چیزی محبوبتر از تقیه» که این برای دفع استبعاد شیعه است که فکر میکردند انجام اعمال دینی مطابق دیدگاه اهل سنت صحیح نمیباشد.۱۷
از نظر امام خمینی «تقیه مداراتیه» اختصاص به تقیه با اهل سنت دارد؛ یعنی این تقیهای که بسیار بدان تشویق و دعوت شده و ائمه(ع) فرمودند عبادت با تقیه مداراتی محبوبترین و بافضیلتترین عبادت است، ظاهراً اختصاص به تقیه با اهل سنّت دارد؛ چراکه مورد روایات فراوان در چنین موضوع و فضایی است و شاید سرّ آن این باشد که با چنین تقیهای مسلمانان متفرق نخواهند شد تا ذلیل شوند و تحت سلطه کفار و سیطره اجانب قرار گیرند. بلکه با وحدت کلمه حالشان به صلاح میگراید. چنانکه شاید فلسفه آن صلاح حال شیعیان بوده باشد، چراکه خصوصاً در آن ازمنه و اعصار که شیعیان کمتعداد بودند، اگر برخلاف تقیه عمل میکردند در معرض زوال و انقراض قرار میگرفتند.
از نظر امام خمینی ملاک این نوع تقیه ـ چه جایز باشد و چه واجب ـ متوقف بر خوف و خطر بر شخص تقیهکننده و یا غیر او نمیباشد، بلکه ظاهراً مصالح نوعیه سبب ایجاب تقیه از مخالفین شده است پس تقیه واجب میشود و باید کتمان سر شود، ولو اگر شخص شیعه چنین نکند در امنیت باشد و خوفی برای خودش یا دیگران نداشته باشد.۱۸
جمعبندی و نتیجهگیری
آنچه در این مقاله تقدیم شده فتاوای متفاوت امام خمینی است از دیر زمان تا پایان عمرشان در بیان وظیفه شرعی شیعیان؛ آنجا که با اهل سنّت هستند، بهخصوص در ایام حج و در مکه و مدینه و بهویژه در مسجدالحرام و مسجدالنبی، فتاوای حضرت امام با توضیح و تبیین ذکر شد و علاوه بر آن سیره عملی ایشان از عهد شبابشان آنگاه که به حج مشرف شدند نیز با نقلهای معتبر ذکر شد و پس از ذکر فتاوا و نقل سیره عملی ایشان، از رساله تقیه که به قلمشان نوشته شده مطالبی آورده شد تا برای خوانندگان گرامی روشن شود که تأکید مکرر و مستمر ایشان بر وحدت شیعیان و اهل سنّت، بیانی عمومی و شعاری سیاسی نبوده است بلکه ایشان از جایگاه یک مجتهد و فقیه محقق و مرجع تقلید میلیونها تن از پیروان مکتب اهل بیت(ع) در آثار متعدد فقه فتوایی و بعضی از آثاری که در زمینه فقه استدلالی نوشته، محکم و متین و بدون هرگونه اجمال و عدم وضوح استنباطهای خود را نوشته و چهره «شریعت سهله سمحه» را نشان داده است و همین خود زمینه آرامش روحی شیعیان را فراهم کرده تا بدون هرگونه وسواس و اضطراب و تردید و دودلی، عبادات و زیارات روحفزا و سازنده به یادماندنیای داشته باشند. باشد که با چنین خوانش و استنباطی زمینههای تحبیب قلوب و اتحاد صفوف مسلمانان بیش از پیش فراهم شود و اتحاد و عزت مسلمانان محقق گردد.
کتابنامه
موسوعه الامام الخمینی، الامام الخمینی، مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، الطبعة الرابعة، ۱۳۹۲ ش / ۱۴۳۴ ق.
رسائل العشر، حضرت الامام الخمینی، مطبعة مؤسسه العروج، الطبعة الثالثه، ۱۴۲۹ق .
علل انحطاط مسلمین بعد از دوره عضمت، استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، چاپ اول، شهریور ۱۴۰۴.
مناسک حج مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی امام الخمینی و مراجع معظم تقلید، چ ۱۳، سال ۱۳۹۷، مؤسسه فرهنگی هنری مشعر.
مناسک حج، حضرت آیت الله العظمی امام خمینی با حواشی آیت الله العظمی یوسف صانعی، انتشارات فقه الثقلین، چاپ اول، ۱۳۹۸.
مناسک حج، آیت الله العظمی جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چاپ هفتم، ۱۳۹۸.
پینوشتها:
۱-موسوعةالإمام الخمینی، ج ۳۱، ص ۲۷۳.
۲-همان.
۳-همان.
۴-همان، ص ۲۷۶.
۵همان، ص ۲۷۷.
۶-همان.
۷-همان، ج ۳۰، ص ۲۲۱، مسئله ۱۰۸۱.
۸-همان، ج ۲۹، ص ۱۹۰، مسئله ۱۰۷۲.
۹-مناسک حج، صفحات ۴۹۹ ـ ۵۰۰.
۱۰-مناسک امام خمینی با حواشی آیتاللهالعظمی صانعی، ص ۳۲۴.
۱۱-مناسک حج آیتاللهالعظمی جوادی آملی، ص ۲۳۲.
۱۲-علل انحطاط مسلمین بعد از دوره عظمت، ص ۵۵.
۱۳-خاطرات آیتالله عبائی خراسانی، آرشیو مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س).
۱۴-الرسائل العشرة، التقیع، ص ۵.
۱۵-همان، ص ۷.
۱۶-همان، ص۴۳ ـ ۴۲.
۱۷-همان، ص ۴۳.
۱۸-ر.ک: همان، ص ۵۱ و۵۲.
محمدکاظم تقوی
عنوان :
بنيادهای فتاوای وحدتآفرين امام خمينی
تاریخ :
۱۱:۲۵ __ ۱۴۰۵/۰۴/۲۸