
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

اگر آیتالله سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی (س) نبود، جایگاه او در تاریخ حوزههای علمیه چگونه ارزیابی میشد؟ گاه عظمت شخصیت پدر، ناخواسته موجب میشود استقلال علمی و فکری فرزند کمتر دیده شود، در حالی که همه شخصیت او در این نسبت خانوادگی خلاصه نمیشد. او عالمی صاحبنظر، مدرسی توانا، محققی پرکار و مجتهدی برخوردار از استقلال رأی بود که میان دانش دینی و مسئولیت اجتماعی و سیاسی پیوند برقرار کرد. شناخت شخصیت او مستلزم توجه به سه بُعد اساسی است: استقلال اجتهادی و جامعیت علمی، جایگاه در حوزه علمیه نجف، و نقش در مبارزات سیاسی و تحولات تاریخی معاصر.
نخستین ویژگی برجسته این عالم اندیشمند، جامعیت علمی و استقلال اجتهادی اوست. وی که از محضر استادان بزرگی همچون آیتالله العظمی بروجردی، امام خمینی (س) و آیتالله سیدمحمد محقق داماد بهره برده بود، پس از مهاجرت به نجف اشرف نیز از میراث گرانسنگ این حوزه کهن استفاده کرد. قدرت تحلیل، گستردگی مطالعات و توانایی ورود به عرصههای گوناگون علوم اسلامی در آثار او در حوزههای فقه، اصول، فلسفه، عرفان و تفسیر قرآن، از جمله در دو مجموعه ارزشمند «تحریرات فی الاصول» و «تفسیر القرآن الکریم» جلوهگر است.
نمونه روشن این استقلال اجتهادی را میتوان در مواجهه علمی وی با نظریه «خطابات قانونیه» —از ابتکارات علمی امام خمینی (س) در اصول فقه— مشاهده کرد. سید مصطفی خمینی در جلد سوم «تحریرات فی الاصول»، ضمن تجلیل از این ابتکار و پذیرش اهمیت نتیجه آن، در ضرورت برخی مقدمات استدلالی نظریه پدر و استاد خویش مناقشه میکند. او نه به تقلید علمی بسنده میکند و نه به مخالفت بیدلیل روی میآورد، بلکه با حفظ احترام، مبانی استدلال را بررسی کرده و میان ارزش یک نظریه و ضرورت مقدمات اثبات آن تفاوت میگذارد؛ رفتاری که نماد روشنی از روح اجتهاد اصیل شیعی و استقلال اجتهادی در عین وفاداری به سنت علمی حوزه است.
در کنار فقه و اصول، اهتمام وی به فلسفه، عرفان و تفسیر نشاندهنده جامعیت او در علوم اسلامی است. او میکوشید از ظرفیت دانشهای مختلف برای فهم عمیقتر معارف اسلامی بهره گیرد. برای نمونه، در تفسیر آیه سوم سوره بقره («وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»)، وی به ابعاد اخلاقی و اجتماعی انفاق توجه کرده و پس از بحث درباره تهذیب روحی و عملی انسان، مرحله دیگری از مسئولیت مؤمن را با عنوان تهذیب و اصلاح اجتماعی مطرح میکند. در این نگاه، انفاق صرفاً بخشش مالی نیست، بلکه جلوهای از مسئولیت انسان در برابر سامانیافتن حیات اجتماعی و تلاشی برای فراهم ساختن شرایط زندگی شایسته برای دیگران است. این برداشت تفسیری، سلوک معنوی فردی را با سرنوشت جامعه پیوند میزند. البته این سخن به معنای آن نیست که همه مباحث تفسیری او ماهیتی اجتماعی دارند؛ این نمونه نشان میدهد که وی در کنار مباحث ادبی، عقلی و معرفتی، به ظرفیت اجتماعی آیات قرآن نیز توجه داشته است. این جامعنگری برای حوزههای علمیه امروز نیز پیامی مهم دارد: دانش دینی هنگامی میتواند پاسخگوی نیازهای گسترده جامعه باشد که در عین حفظ عمق تخصصی، از افقهای وسیع معرفتی و مسائل واقعی زندگی انسان غفلت نکند.
حضور علمی و مبارزاتی سید مصطفی خمینی در نجف اشرف نیز دارای ابعاد مهمی است. نجف برای او تنها محل اقامت در دوران تبعید نبود، بلکه محیطی برای تدریس، تحقیق، گفتوگوی علمی و استمرار فعالیتهای اجتماعی و سیاسی به شمار میرفت. بر اساس روایت مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیاکبر محتشمیپور، از شاگردان و همراهان ایشان، در سال ۱۳۴۶ شمسی گروهی از فضلای حوزه نجف، با توجه به تسلط علمی وی بر مباحث فقهی و اصولی و شناخت عمیق او از مبانی امام خمینی (س)، از او درخواست کردند که تدریس خارج اصول را آغاز کند. او این درخواست را پذیرفت و تا پایان عمر به تدریس مباحث اصولی ادامه داد. اهمیت این واقعه در آن است که نشان میدهد وی در حوزهای با آن پیشینه عظیم علمی، توانسته بود توجه گروهی از فضلای اهل تحقیق را به توانایی علمی و قدرت تدریس خود جلب کند. همچنین، حضور علمی او در نجف نمونهای از پیوند تاریخی و نقش مکمل دو حوزه بزرگ قم و نجف در گسترش فقه و اندیشه شیعه بود؛ دو حوزهای که هرچه ارتباط علمی و تبادل اندیشه میان آنها بیشتر باشد، ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای جهان اسلام خواهند یافت.
در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز، او از آغاز مبارزات امام خمینی (س) علیه حکومت پهلوی در کنار ایشان حضور داشت و پس از تبعید امام به ترکیه در سال ۱۳۴۳، بازداشت و سپس تبعید شد. در تاریخ اندیشه سیاسی شیعه، نسبت میان فقاهت و سیاست همواره محل بحث بوده و دیدگاههای متفاوتی درباره حدود و شیوههای حضور اجتماعی و سیاسی عالمان دینی وجود دارد؛ سید مصطفی خمینی، در امتداد اندیشه سیاسی امام، به ضرورت حضور فعال عالم دینی در برابر ظلم و استبداد باور داشت و این باور را در عمل نیز دنبال میکرد. در نجف، نقش او به همراهی خانوادگی با امام محدود نمیشد و در برقراری ارتباط میان نیروهای مبارز، انتقال پیامها و پیگیری امور نهضت نقش داشت. با این حال، فعالیت سیاسی او را از تدریس، مطالعه، تحقیق و تألیف بازنداشت. این جمع میان علم و عمل، تصویری از عالمی ارائه میدهد که نه مسائل جامعه را از دایره مسئولیت خود بیرون میداند و نه به بهانه فعالیت سیاسی، از تعمیق بنیانهای علمی و اجتهادی غفلت میورزد.
سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف بهطور ناگهانی و به طرز مشکوکی درگذشت. اما صرفنظر از اختلافنظر درباره علت درگذشت، تأثیر سیاسی و اجتماعی این واقعه انکارناپذیر است. مراسم بزرگداشت او در شهرهای مختلف ایران به فرصتی برای حضور دوباره نیروهای مذهبی و سیاسی در عرصه عمومی تبدیل شد و به گسترش فضای اعتراض علیه حکومت پهلوی کمک کرد. از این منظر، درگذشت او را باید یکی از رویدادهای اثرگذار در روند تحولات منتهی به انقلاب اسلامی دانست که در کنار عوامل متعدد دیگر، به تقویت جریان اعتراض و بسیج اجتماعی انجامید. واکنش امام خمینی (س) در برابر فقدان فرزند دانشمند و همراه مبارز خود نیز با صبر و استقامتی کمنظیر همراه بود؛ رفتاری که افزون بر جنبه شخصی و معنوی، برای همراهان نهضت نیز پیامی روشن داشت: استمرار یک حرکت اجتماعی و سیاسی، نیازمند پایداری در برابر دشواریها و فقدانهای بزرگ است.
زندگی و کارنامه آیتالله سید مصطفی خمینی، برای امروز حوزههای علمیه سه پیام مهم دارد: ضرورت استقلال علمی و اجتهادی در عین وفاداری به سنت علمی حوزه، ضرورت جامعنگری و پیوند دانش دینی با مسائل انسان و جامعه، و ضرورت توجه به مسئولیت اجتماعی عالمان دین. بررسی منصفانه آثار علمی و کارنامه اجتماعی او نشان میدهد که وی در تاریخ انقلاب اسلامی فرزند و همراه یک رهبر بزرگ بود، اما در تاریخ حوزههای علمیه شایسته است بهعنوان عالمی صاحب اندیشه و شخصیتی مستقل نیز شناخته شود. تجلیل حقیقی از او تنها ستایش گذشته نیست، بلکه شناخت میراث علمی، بررسی اندیشهها و بهرهگیری از تجربه زندگی او برای آینده حوزههاست؛ و چه مناسب است که در همین حوزه مقدس نجف، یاد او را نهفقط با برگزاری مراسم بزرگداشت، بلکه با مطالعه و نقد آثار علمیاش زنده نگاه داریم.
امروز جهان اسلام در شرایطی حساس و سرنوشتساز قرار دارد؛ جنگ و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و شهادت رهبر ایران، بار دیگر ضرورت هوشیاری و مسئولیتپذیری را آشکار ساخته است. در چنین روزگاری، حوزههای علمیه و علمای اسلام باید با بیداری، بصیرت و وحدت، در برابر ظلم و فتنه ایستادگی کرده و راه هدایت و مقاومت امت اسلامی را روشن سازند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی کمساری، رئیس موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) ؛ برگرفته از سخنرانی ایشان در مراسم بزرگداشت شهید آیتالله سید مصطفی خمینی در شهر نجف، مهرماه ۱۴۰۵
عنوان :
اگر سید مصطفی فرزند امام نبود
تاریخ :
۱۰:۴۱ __ ۱۴۰۵/۰۸/۰۲