
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

بیست و پنجم بهمن ماه در تقویم انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر جهان اسلام، تنها یادآور یک حکم فقهی نیست؛ بلکه نقطه عطفی است در بازتعریف عزت مسلمین و مرزبندی قاطع میان «آزادی بیان» و «توطئه سازمانیافته». در سال ۱۳۶۷ (۱۴۰۹ هجری قمری)، حضرت امام خمینی (ره) با صدور حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی، نویسنده کتاب موهن «آیات شیطانی»، سدی عظیم در برابر تهاجم فرهنگی غرب بنا نهادند. این حکم، فراتر از مجازات یک فرد، یک پاتک استراتژیک در برابر یک جنگ تمامعیار ادراکی و عقیدتی بود. در این یادداشت، با تکیه بر اسناد تاریخی و روایتهای موثق، به واکاوی چرایی، چیستی و پیامدهای این تصمیم تاریخساز میپردازیم.
گذار غرب از جنگ سخت به جنگ نرم: بسترشناسی صدور حکم
برای درک صحیح اقدام امام، ابتدا باید «بافتار تاریخی» و «زمینه جامعهشناختی» آن دوران را شناخت. سال ۱۳۶۷، سالی پرالتهاب برای جهان اسلام و ایران بود. جنگ تحمیلی هشتساله به پایان رسیده بود؛ جنگی که در آن تمامیت استکبار جهانی با حمایت از رژیم بعث، نتوانست اراده ملت ایران را بشکند.
مطابق تحلیلهای استراتژیک، خاتمه جنگ تحمیلی آنگونه که میل غرب بود رقم نخورد. از سوی دیگر، تحولات منطقهای به شدت به ضرر اردوگاه استعمار در حال تغییر بود. ضربات کاری حزبالله لبنان به پیکره غرب و صهیونیسم، خیزش و انتفاضه جنبش اسلامی در فلسطین، و فعالیتهای جهاد اسلامی در افغانستان که منجر به عقبنشینی ابرقدرت شرق شد، همگی نشانههایی از بیداری غول خفته جهان اسلام بود. غرب که تجربه تلخ اعدام انقلابی انورسادات توسط خالد اسلامبولی (یک جوان مسلمان مصری) را در حافظه داشت، دچار تردید جدی در کارآمدی صرفِ «سلاح نظامی» شده بود.
در چنین شرایطی، اتاقهای فکر استعمار به این نتیجه رسیدند که خاکریز مبارزه را باید تغییر دهند. آنها جبههای جدید گشودند که بسیار خطرناکتر از جنگ نظامی بود: «جبهه روانی-عقیدتی». هدف این جبهه، تقدسزدایی از مقدسات و شکستن قبح توهین به مبانی اسلام بود. کتاب «آیات شیطانی» در راستای همین سلسله توطئههای سران دنیای غرب در تهاجم فرهنگی قابل ارزیابی است. اگر در این نقطه مقاومتی صورت نمیگرفت و مسلمانان بیتفاوت میماندند، غرب «خاکریز اول» را فتح کرده بود و پس از آن، راه برای هجمههای سنگینتر به قرآن و شخصیت پیامبر (ص) هموار میشد.
ماهیت ماجرا: ادبیات یا پروژه سیاسی؟
بسیاری از رسانههای غربی و روشنفکران وابسته، تلاش کردند مسأله سلمان رشدی را به یک بحث آکادمیک در باب «آزادی بیان» یا «آفرینش ادبی» تقلیل دهند. اما نگاه عمیق جامعهشناختی و واکاوی محتوای کتاب نشان میدهد که ما با یک «داستان تخیلی» صرف روبرو نبودیم.
مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی با هوشمندی خاصی این نکته را تبیین کردهاند. ایشان در روایتی میفرمایند:«کتابی که به صورت یک داستان تخیلی نوشته شده و همه همتش این است که خانواده، اصحاب، نزدیکان، آثار و شخص پیامبر را بویژه مهمترین آثار پیامبر را که قرآن است، بدنام کند. این یک حرکت شوم سیاسی بود.»
سلمان رشدی، نویسنده هندیالاصل، در این کتاب با زبانی وقیحانه به مقام شامخ رسول گرامی اسلام (ص)، همسران ایشان و صحابه توهین کرد. غرب در ابتدا سعی کرد با پوشش «اثر ادبی» از واکنشها جلوگیری کند. اما توزیع کتاب در شهریور ۱۳۶۷ بلافاصله خشم مسلمانان آگاه را برانگیخت. این خشم، یک واکنش هیجانی زودگذر نبود، بلکه نشاندهنده بیداری «وجدان جمعی» امت اسلامی بود.
قبل از صدور فتوای امام، جهان اسلام ملتهب بود. در مهر ۱۳۶۷، مسلمانان هند و پاکستان تظاهرات کردند. ورود کتاب به این کشورها و حتی عربستان ممنوع شد. در ۲۵ دی ۱۳۶۷، مسلمانان برادفورد انگلیس نسخههایی از کتاب را سوزاندند. اوج این اعتراضات در ۲۴ و ۲۵ بهمن در پاکستان و هند بود که به شهادت دستکم هفت نفر منجر شد. این خونها نشان داد که مسأله، فراتر از یک کتاب است؛ مسأله عزت و هویت بیش از یک میلیارد مسلمان است.
ورود امام خمینی: رهبری فراتر از مرزها
در حالی که بسیاری از سران کشورهای اسلامی سکوت کرده یا به اقدامات دیپلماتیک بیاثر بسنده کرده بودند، امام خمینی (ره) با درک عمیق از این «حرکت شوم سیاسی»، شخصاً به میدان آمدند. مرحوم هاشمی رفسنجانی اشاره میکنند که امام میتوانستند این موضوع را به خطبههای نماز جمعه یا یک دادگاه ارجاع دهند، اما این کافی نبود. چرا؟ چون مسأله حساب شده و طراحی شده بود و باید نوک این پیکان، آنطور که آنها در دنیا درست کرده بودند به خودشان برگردد.
موضعگیری قاطع حضرت امام، نقشههای آنان را نقش بر آب کرد. در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ (۷ رجب ۱۴۰۹)، حکم تاریخی امام صادر شد. متن حکم، کوتاه، کوبنده و بدون هیچگونه ابهام دیپلماتیک بود:
بسمه تعالى
إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مىرسانم مؤلف كتاب «آيات شيطانى» كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مىباشند. از مسلمانان غيور مىخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است ان شاء اللّٰه. ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد. و السلام عليكم و رحمة اللّٰه و بركاته.(صحیفه امام، ج۲۱، ص ۲۶۳)
این حکم از منظر جامعهشناسی سیاسی، چند ویژگی منحصر به فرد داشت:
۱. خطاب به «مسلمانان غیور سراسر جهان»: امام موضوع را از چارچوب دولت-ملت خارج کردند و به امت اسلامی واگذار نمودند. این یعنی بسیج جهانی اسلام علیه کفر.
۲. هدفگیری ناشرین مطلع: امام تنها نویسنده را مقصر ندیدند، بلکه شبکه توزیع و حمایت (ناشرین) را نیز در سیبل قرار دادند تا هزینه توهین به مقدسات برای بنگاههای سرمایهداری غرب بالا برود.
۳. بازدارندگی: عبارت «تا دیگر کسی جرأت نکند» نشان میدهد هدف اصلی، پیشگیری از تبدیل شدن توهین به مقدسات به یک رویه عادی است.
غیرت دینی و تألم روحی امام: روایتی از درون بیت
برای شناخت عمق فاجعهای که در کتاب آیات شیطانی رخ داد، باید به حال و هوای شخصی امام در آن روزها نگریست. امام خمینی که کوهی از صبر و استقامت بودند و در برابر مصائب بزرگ سیاسی خم به ابرو نمیآوردند، در برابر توهین به رسولالله (ص) بیتاب شدند.
حسین سلیمانی، از خادمان بیت امام، روایتی تکاندهنده دارد. او میگوید روزی امام با نگرانی و اضطراب زنگ زدند و آقای انصاری را خواستند. خادمان دیدند که امام مدام اتاق را دور میزنند و با ناراحتی تکرار میکنند:«این ملعون را باید اعدام کرد، این را باید از روزگار محو کرد.»
سلیمانی نقل میکند:«آقا متن کتاب را خوانده بودند و همان موقع ناراحت شده بودند… از آن به بعد هم واقعاً در چهره ایشان یک حالت ناراحتی را میدیدیم. از اینکه به حضرت رسول (ص) توهین شده بود عمیقاً ناراحت بودند و این ناراحتی در چهرهشان پیدا بود.»
این روایت نشان میدهد که حکم ارتداد، صرفاً یک فتوای خشک فقهی نبود؛ بلکه برخاسته از «عشق عمیق به پیامبر (ص)» و «غیرت دینی» مرجعی بود که نمیتوانست توهین به محبوبترین خلق خدا را تحمل کند. این پیوند عاطفی میان امام و پیامبر، موتور محرکه این حکم انقلابی بود.
قاطعیت در برابر ترفندهای لیبرالی: ماجرای توبه
پس از صدور حکم و شوک عظیم به اردوگاه غرب، رسانههای استعماری ترفند جدیدی را آغاز کردند. آنها شایعه کردند که اگر سلمان رشدی توبه کند، حکم لغو میشود. این تاکتیک برای خریدن زمان و تقلیل جرم بود. اما دفتر امام در ۲۹ بهمن ۶۷، با اطلاعیهای قاطع، تمام امیدهای غرب را ناامید کرد.
در این اطلاعیه آمده بود:«سلمان رشدی اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامی همّ خود را به کار گیرد تا او را به دَرک واصل گرداند.»
از نظر فقهی، توهین به پیامبر (سبالنبی) حکمی است که حتی با توبه ظاهری نیز ساقط نمیشود (هرچند توبه نصوح میتواند در آخرت پذیرفته شود، اما حد شرعی باید اجرا گردد تا حرمت جامعه اسلامی حفظ شود). مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سید احمد خمینی در تحلیلی دقیق به تفاوت رویکرد امام با اسلامهای سازشکار اشاره میکند. ایشان میگوید وقتی غربیها دیدند با پول نمیتوانند مسلمانان را منصرف کنند، سراغ «مفتی اعظم مصر» رفتند تا فتوا دهد رشدی توبه کرده و حکم لغو است. اما امام نشان دادند که اصول اسلام قابل معامله نیست.
سید احمد آقا نقل میکنند:«عده زیادی در ایران به من تلفن زدند که این کار موجب قطع ارتباط بین ما و کشورهای اروپایی خواهد شد. امام (س) با تمام قوا به خواستههای این عده دست رد زدند.»
این یعنی در منطق امام، «عزت اسلامی» بر «روابط دیپلماتیک» مقدم است. اگر قرار باشد رابطه با غرب به قیمت ذلت در برابر توهین به پیامبر تمام شود، آن رابطه ارزشی ندارد.
تحلیل پیامدها: شکستن هژمنی فرهنگی غرب
امروز که به آن واقعه مینگریم، درستی تصمیم امام بیش از پیش آشکار میشود. حکم ارتداد سلمان رشدی، چندین دستاورد بزرگ جامعهشناختی و سیاسی داشت:
• وحدت جهان اسلام: این حکم، شیعه و سنی را در دفاع از پیامبر متحد کرد. همانطور که مرحوم سید احمد خمینی اشاره کرد، انقلاب اسلامی محدود به یک نقطه خاص نبود. زنان و مردان مسلمان در قلب اروپا احساس هویت کردند و برای اجرای حکم آماده فداکاری شدند.
• تغییر موازنه وحشت: غرب که گمان میکرد میتواند با ابزار رسانه و ادبیات، هر عقیدهای را تمسخر کند، دریافت که خط قرمزهایی وجود دارد که عبور از آنها هزینه جانی و مالی سنگینی دارد. امام ثابت کرد که مسلمانان برای دفاع از مقدساتشان، منتظر اجازه حکومتها نمیمانند.
• افشای نفاق حقوق بشر غربی: حمایت تمامقد دولتهای غربی از یک توهینکننده، در حالی که چشمان خود را بر کشتار مسلمانان در نقاط مختلف جهان میبستند، ماهیت دوگانه شعارهای حقوق بشری آنها را برملا کرد.
میراث جاودان یک فتوا
امام خمینی (ره) در نامهای که در سالهای آخر عمر شریفشان نوشتند، فرمودند: مسئلۀ كتاب آيات شيطانى كارى حساب شده براى زدن ريشۀ دين و ديندارى و در رأس آن اسلام و روحانيت است. يقيناً اگر جهانخواران مىتوانستند، ريشه و نام روحانيت را مىسوختند ولى خداوند همواره حافظ و نگهبان اين مشعل مقدس بوده است و ان شاء اللّٰه از اين پس نيز خواهد بود، به شرط آنكه حيله و مكر و فريب جهانخواران را بشناسيم. صحیفه امام، جلد: ۲۱، صفحه: ۲۷۷
این جمله کلید فهم ماجراست. مسأله، شخص سلمان رشدی نبود؛ مسأله حفاظت از «کیان اسلام» بود. حکم تاریخی امام، یک «واکسیناسیون فرهنگی» بود که پیکره امت اسلامی را در برابر ویروس تقدسزدایی مقاوم کرد.
اگر آن روز این فریاد بلند امام نبود، امروز شاهد سیل عظیمی از آثار توهینآمیز بودیم که قبح اهانت به مقدسات را کاملاً از بین برده بودند. امام با این حکم، به تاریخ درس داد که در برابر «جنگ نرم» باید با «بصیرت سخت» و «اراده پولادین» ایستاد.
امروز نیز وظیفه نخبگان، اندیشمندان و جوانان مسلمان این است که ابعاد این حکم را بازخوانی کنند. بدانند که چرا امامِ مهربانیها، در این مورد خاص حکم به اعدام داد. دلیل آن روشن است: برای اینکه انسانیت نمیرد، برای اینکه معنویت لگدمال نشود و برای اینکه «آزادی» به ابزاری برای «اسارت» ذهنها در دست کارتلهای صهیونیستی و استعماری تبدیل نگردد.
حکم ارتداد سلمان رشدی، نماد غیرت الله و پرچم عزت مسلمین است که تا ابد در اهتزاز خواهد ماند و به همه توطئهگران یادآوری میکند که: چشمهای بیدار خمینی کبیر هنوز نظارهگر اعمال شماست.
عنوان :
تحلیل جامعهشناختی حکم تاریخی امام خمینی علیه توطئه آیات شیطانی
تاریخ :
۰۹:۵۲ __ ۱۴۰۴/۱۱/۲۵