بسم اللّهالرحمن الرحيم با فرا رسيدن يوم اللّه، روز بيست و دوم بهمن سالروز شكست باطل و جنود ابليسى به دست حقطلب جنداللّه، ماها و نويسندگان و گويندگان و سخنوران اگر بخواهيم ارزش عمل اين شهيدان و جانبازان راه خدا را و فداكارى آنان و حجم پيامد اين شهادتها و جان نثاريها را بشماريم، شايد ناچار باشيم به عجز خود اعتراف كنيم، تا چه رسد به مراتب معنوى و مسائل انسانى و الهى آن، كه بىشك عاجز و وامانده مىباشيم. آنان كه از اينگونه عشق به لقاءاللّه و شهادت و بارقههاى باطنى و جلوههاى روحى كه از ثمراتشان اينگونه عشق است، غافل هستند و تا آخر عمر چون منِ قلم شكسته اسير گرههاى طبيعت و دامهاى شيطانى مىباشند، دستشان از قلۀ بلند اين تحولات معجزهآساى الهى كوتاه است. پس اولى آن است كه به بعضى پيامدهاى ظاهرى مشهود بپردازيم ـ چه ـ كه ارزيابى همه جانبۀ آن نيز ميسور نيست. شما اگر به بررسى انقلاب و حالاتى كه لازمۀ انقلاب يك ملت است بپردازيد و با تعمق و بيطرفى و بىنظرى به آن نظر اندازيد، خواهيد ديد كه چه هرج و مرج و گسيختگيهايى در سراسر كشور انقلابى به وجود مىآيد، كه رسيدن به حداقل نظم و مهار نمودن آن سالهاى طولانى به درازا مىكشد و لااقل در مدتى طولانى با قحطيها و مرضهاى پيگير و درگيريها در سطح كشور و چپاولها و قتل و غارتها و دزديها و فسادهاى اخلاقى و گرفتاريهاى بسيار ديگر دست به گريبان است و اين در حالى است كه انقلاب متكى به يك يا چند قدرت بزرگ باشد. ولى كشور ايران با بافتى كه انقلاب اسلامى داشت كه اسلام برنامۀ همگانى بود و انقلاب مردمى و مستقل بود، قبل از آنكه به پيروزى نهايى برسد با آنكه دولت رژيم سابق برقرار بود، با عدهاى قليل از افراد متعهد، شوراى انقلاب را تشكيل داد و همچنين دولت موقت انتقالى را و در مدت بسيار كوتاه چندين رفراندم و انتخابات انجام گرفت و نظام جمهورى برقرار شد و از قحطى هيچ خبرى نبود. مراكز فساد اخلاق و ميخانهها و عشرتكدهها و قمارخانهها و امور غيرمشروع به سرعت برق برچيده شده و آنچه كه گروهكها، خصوصاً منافقين با چهرهاى موافق، خود را وارد انقلاب نمودند و به جمعآورى و دزدى اسلحه و مهمات و اموال بيحساب مردم به صورتى ريا كارانه دست زدند و با همان سلاحها خود را مقابل مردم قرار دادند، به وجود آوردند، در مدتى نه چندان زياد در هم شكسته شد و كارهاى باقيماندۀ آنان همان چيزى است كه كشورهاى بزرگ و كوچك در حال آرامش دنيا با اين نوع درگيريها و انفجارها دست و پنجه نرم مىكنند و روزى نيست كه در كشورى از كشورهاى به اصطلاح متمدن اروپا و امريكا و ساير قارهها انفجارى صورت نگيرد و كشور ايران هم در اين امور مشابه آنهاست، البته با حجمى بسيار كمتر. اين پيروزى معنوى و مادى مرهون اسلامى بودن انقلاب و مردمى بودن و توجه مردم به اسلام و تحول روحى عظيمى است كه خداوند در اين ملت، معجزهآسا ايجاد فرمود، از آن جمله اين جوانان بسيار عزيز در سطح كشورند كه ناگهان با يك جهش برقآساى معنوى و روحى با دست رحمت حق تعالى از منجلابى كه براى آنان با دست پليد استكبار جهانى كه از آستين امثال رضاخان و محمدرضاخان و ديگر سرسپردگان غرب يا شرق تهيه ديده بودند، نجات يافته و يكشبه ره صدساله را پيمودند و آنچه عارفان و شاعران عارف پيشه در ساليان دراز آرزوى آن را مىكردند، اينان ناگهان به دست آوردند و عشق به لقاءاللّه را از حد شعار به عمل رسانده و آرزوى شهادت را با كردار در جبهههاى دفاع از اسلام عزيز به ثبت رساندند و اين تحول عظيم معنوى با اين سرعت بىسابقه را جز به عنايت پروردگار مهربان و عاشق پرور نتوان توجيه كرد. اينجانب هنگامى كه اين جوانان عزيزِ در عنفوان شباب را، كه با گريه از منِ عقبمانده تقاضاى دعا براى شهادت مىكنند، مشاهده مىكنم از خود مأيوس و از آنان شرمنده مىشوم و هنگامى كه عكسهاى متعدد اين شهيدان نورس نورانى را مىنگرم و ارزشهاى انسانى و مقامات الهى آنان، كه خود از آنها به مرحلههايى دور هستم غبطه مىخورم و چون به مادران و پدران اين جوانان و نوجوانان شهيد برخورد مىكنم و آن شجاعتها و شهامتهاى فوق تصور را از آنان مشاهده مىكنم احساس حقارت نموده، به پيشگاه پيامبر بزرگ اسلام ـ صلى اللّه عليه و آله ـ و حضرت بقيةاللّه ـ روحى لمقدمه الفداء ـ به خاطر چنين امتى و پيروانى متعهد و مجاهد تبريك عرض مىكنم و از خداوند تعالى ولىنعمت و حافظ امت سپاسگزارم. امروز، اسلام بزرگ، نتيجۀ آن ايثارها و شهادتها را مىبيند كه دنيا در مقابل آن با همۀ تبليغات گمراه كننده و كارشكنيهاى بىحد و حصرش، ناچار است سر تعظيم فرود آورد و اين نسيمى است كه از معنويات اسلام در اين كشور مظلوم در طول ستمشاهى وزيدن گرفته است و اميد از الطاف خداوند منان است كه اين نسيم الهى را افزايش دهد و آن را به همۀ كشورهاى ستمديده و دربند مرحمت فرمايد. شايد كه دولتهاى خواب كشورهاى اسلامى به خود آيند و به تكليف الهى و وجدانى و انسانى خود آگاه شوند و بيش از اين لجاجت نكنند و توبه كنند كه بازگشت از خيانت به اسلام و كشورهاى اسلامى و از جنگ با كشورى كه هر چه داشته است در راه مقاصد الهى و اسلامى فدا كرده و مىكند، دير مىشود و امروز اشتباهات خود را جبران كنند كه فردا دير است. اينان با چشم و گوش باز از اول هجوم صدام امريكايى به كشور اسلامى تاكنون شكستهاى ذلت بار او را ديده و هنوز در عمى 1
بسر مىبرند. حيرتم از چشمبندى خدا، همه مىدانيم كه شيوۀ رسانههاى گروهى وابسته به دولتهاى جهانخواران است كه عكس آنچه در ايران مىگذرد را در جهان منتشر كنند و آنچه ناشايسته است به اين كشور انقلابى كه مىخواهد آزاد و مستقل باشد، آن هم به صورتى بزرگ نسبت مىدهند. دنيا امروز گرفتار جهانخواران و غارتگرانى است كه كشورها را به آتش مىكشند و غارت مىكنند و نيز گرفتار وابستگان آنان است كه منافع ملتها و كشورهاى خود را فداى منافع ابرقدرتها مىكنند و همچنين گرفتار سازمانهاى دستنشاندۀ قدرتهاى بزرگ بويژه امريكاست كه با اسم بىمحتواى شوراى امنيت و عفو بينالمللى و حقوق بشر و از اين قبيل مفاهيم بىمحتوا كه به قدرتهاى بزرگ خدمت مىكنند و در حقيقت مجرى احكام و مقاصد آنان و مأمور محكوم نمودن مستضعفان و مظلومان جهان به نفع قدرتهاى بزرگ جهانخوار هستند. همه مىدانيم و مىدانيد كه صدام قريب سه سال است با هجوم وحشيانۀ خود به قتل و غارت و تخريب كشور ايران پرداخته است و از اول تاكنون قسمتى از كشور ما را در دست داشته و دارد و به خيانت خود نسبت به مردم بيگناه مشغول است و اين سازمانها براى يك بار هم او را محكوم نكردند. صدام زمانى به دروغ پيشنهاد صلح مىكرد كه ايران زير تاخت و تاز صداميان خونخوار بسر مىبرد، او با اين مقصد شيطانى تصميم داشت هر چه زودتر خوزستان را تصرف نموده و با در دست داشتن منابع بزرگ نفتى و حمايت قدرتهاى جهانخوار، منطقه را به آتش و خون بكشد، چرا كه ديو سركش نفس حيوانى او حد و مرزى نمىشناسد و تا منطقه از لوث وجود او پاك نشود روى امنيت نخواهد ديد. همه مىدانيم كه هر روز دست صدام به خون صدها نفر مردم مظلوم ما آغشته است ولى رسانههاى گروهى و سازمانهاى وابسته به قدرتها، بويژه امريكا چقدر از صلحدوستى صدام پشتيبانى و ثناخوانى نموده و مىنمايد، در صورتى كه صلحخواهى صدام و كوشش امريكا در ايجاد امنيت در دنيا و نيز ديگر قدرتمندان چپاولگر و به اصطلاح طرفداران حقوق بشر همه از يك قماش هستند و تا دنيا به اين آرامشطلبان و صلحدوستان و طرفداران حقوق بشر مبتلا است روى امنيت و صلح و آرامش نخواهد ديد، و آنچه آرزوى بشر است تحقق نخواهد يافت، بلكه تنها بشر به بركت مكتبهاى توحيدى و مؤمنان واقعى آنهاست كه به آزادى و سعادت خواهد رسيد، نه مثل دولتهاى مسيحى و يهودى و دولتهاى به اصطلاح اسلامى. آنان كه وابسته و پيوسته به قدرتهاى شيطانى هستند كه ضرر اين وابستگان و پيوستگان از ضرر ابرقدرتها براى ملتهاى در بند نه تنها كمتر نيست كه بيشتر است. دوستان حقيقت و دلسوزان بشريت بايد براى اين بلاى خانمانسوز فكرى كنند. از خداوند تعالى خواهانم كه جهانيان را از شرّ اين ستمگران نجات دهد و صلح و صفا و آرامش بيشترى عنايت فرمايد و كشور ما را به آرزوى خود كه ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مستقر كنندۀ عدل و انصاف و آرامش دهندۀ جهان است، برساند و شهداى ما را به رحمتهايى كه براى خاصان درگاهش اختصاص داده است مفتخر فرمايد و مجروحان و آسيبديدگان عزيز ما را شفاى عاجل عنايت فرمايد و اسرا و گمشدگان عزيز ما را هر چه زودتر از شرّ صداميان نجات داده و به ميهن اسلامى خودشان برگرداند و به بازماندگان شهدا مخصوصاً پدران و مادران و همسران و همۀ نزديكان آنان اجر و صبر مرحمت فرمايد و رزمندگان سلحشور ما را پيروز فرمايد. والسلام على عباداللّه الصالحين. روحاللّه الموسوى الخمينى
عنوان :
تبیین مقامات معنوى رزمندگان و تجلیل از مقام شهیدان و ایثارگران
مرجع :
صحیفه امام (۱۷) صفحه ۳۲۳
مکان :
تهران، جماران
تاریخ :
۱۳۶۱-۱۱-۲۱
مخاطبین :
(رزمندگان و خانوادههاى معظم شهدا و ملت ایران )