Picture of the author
Comma
صحیفه
سخنرانى

بسم اللّه‌ الرحمن الرحيم موقعيت جمهورى اسلامى در دنيا در اين «هفتۀ دولت»، ما تلخى‌ها و شيرينى‌ها داشتيم. تلخى‌ها از دست دادن چند نفر اشخاص متعهد كه قبل از هفته، مرحوم «عراقى» 1

بود كه من مرحوم عراقى را از آن اولى كه نهضت شروع شد و تماس با ما داشتند، مى‌شناختم و انصافاً مردى بود كه عمرش را صرف خدمت به اسلام كرد. و در اين هفته هم كه مرحوم آقاى «رجايى» 2

كه همه مى‌دانيد چقدر مرد متعهدى و خدمتگزارى بود، و واقعاً معلم اخلاق بود به اعمال خودش. و همين طور آقاى «باهنر» 3

كه مرد دانشمند متعهد و معلمى بود. اين اسباب تأسف و تأثر ماست و شما. و اين تلخى است كه خوب، غير از اين هم ما در اين طول مدت داشتيم. و شيرينى و شيرينى‌ها آنچه بحمداللّه‌ در اين هفته كه «هفتۀ دولت» است و واقعاً بايد هفتۀ دولت حساب كرد. دولت و هرچه وابسته به اوست و ارتش و سپاه و همۀ اينها جاى خودشان را در دنيا باز كرده‌اند. يعنى، دنيا امروز روى اين جمهورى و روى دولت جمهورى و روى رئيس جمهور اين كشور و روى مجلس و همۀ ارگان‌هاى ديگر حساب باز كرده است. آنهايى كه تاكنون در كمين بودند كه اين دولت در بين خودشان يك چيزهايى واقع مى‌شود و مردم هم اينها را قبول ندارند و بعد از يكى دوماه قضيه تمام است، و صدام هم روى همين زمينه بازى‌اش دادند، الآن چند سال است گذشته است و آنها باز در خارج نشسته‌اند و منتظرند به اينكه كسانى برايشان كار بكنند و آنها بيايند بهره بردارى كنند. و بحمداللّه الآن دولت استقرار پيدا كرده است و كشور ما يك كشور مستقر مستقلى، آزادى است. و من اميدوارم كه بيشتر از اين،رو به استقلال و آزادى و جهات ديگر برود. اسلاميت انقلاب، انگيزه حضور مردم در صحنه‌ها و مهم همين معناست كه كراراً من عرض كرده‌ام، اين است كه جمهورى چون اسلامى‌است و ملت اسلامى‌هستند، مسلم هستند، مادامى‌كه دولت و رئيس جمهور و رئيس مجلس و مجلس و قواى قضائيه و ارتش و پاسدار و همه، رو به اسلام باشند اين كشور اسلامى‌رو به آنهاست، و اساس همين است كه براى خاطر اسلامى‌بودن از اول پيروزى حاصل شد. شما گمان نكنيد كه اگر يك انگيزۀ ديگرى عرضه شده بود به اين ملت، ملت مجتمع مى‌شدند. براى اينكه ملت، ملت مسلمان است. وقتى كه اسلام عرضه شد، خوب، تمام روحانيون، اكثر روحانيون، اكثر كسانى كه در كار بودند تبليغ كردند و مردم را به صحنه آوردند، و مردم هم خودشان با روى گشاده آمدند، و تا امروز هم تمام اين فداكاريها، فداكاريهاى روى اسلام است نه اينكه حساب ديگرى دارد. مسئله مليت هست، اما نه آن طورى كه آقايان خيال مى‌كنند كه ما مليت را بگيريم و كارى به اسلام نداشته باشيم، اول ملى باشيم و بعد اسلامى‌باشيم، نخير، مسئلۀ اسلامى‌بودن است كه مردم را وادار كرد به اينكه جوان‌هايشان را بدهند و فرياد بزنند باز جنگ، اين غير از اين چيزى نيست. همراه نبودن مردم با حكومتهاى ديكتاتور و من كراراً به آقايان عرض كرده‌ام و حالا هم باز تكرار مى‌كنم كه خدمتگزار باشيد به اين ملتى كه آن دست‌هاى خيانتكار را قطع كرد و اين امانت را به شما سپرد. شما الآن امانت بزرگى از دست اين ملت تحويل گرفتيد و مقتضاى امانتدارى اين است كه آن را به طور شايسته حفظ كنيد و به طور شايسته به نسل آينده و دولت‌هاى آينده تحويل بدهيد، و مادامى‌كه اينطور باشيد ملت پشت شماست، و مادامى كه ملت همراه شما باشد هيچ آسيبى به شما و به كشور نمى‌رسد. يكى از انگيزه‌هايى كه ديكتاتورى پيش مى‌آورد اين است كه ديكتاتورها مى‌بينند ملت همراهشان نيست، اعمال ديكتاتورى مى‌كنند. يكى از انگيزه‌هاست البته، انگيزه‌هاى ديگر هم دارد. چنانچه ملت‌ها همراه دولت باشند، وجهى پيدا نمى‌كند كه ديكتاتورى بكنند با ملت خودشان، مجهز مى‌شوند براى كسانى كه به آنها حمله مى‌كنند. وقتى كه ملت جدا باشد از دولت و دولت هم بخواهد از ملت استفاده كند و بدوشد ملت را، ديكتاتورى پيش مى‌آيد. در اين رژيم هاى سابق شاهنشاهى وضع اينطور بود كه مردم حال گريز داشتند، و اينها مى‌خواستند آنها را با فشار نگه دارند و از آنها بدوشند، از اين جهت ديكتاتورى پيدا مى‌شد. شاهش ديكتاتور بود و ـ عرض مى‌كنم كه ـ استاندارهايشان هم همين طور، و فرماندارهايش هم همين طور، و شهربانى اش هم همين طور، و همه شان، ارتش هم همين معنا بود. براى اينكه، اينها مى‌ديدند كه مردم با آنها همراه نيستند، آنها هم كه مى‌خواهند استفاده بكنند، مسئله هم استفاده بود، نه مسئله براى انگيزۀ انسانى بود، براى استفاده بود، از اين جهت،اين انگيزۀ ديكتاتورى مى‌شد، تو سر مردم زدن مى‌شد. آن روزى كه شما احساس كرديد كه مى‌خواهيد فشار به مردم بياوريد بدانيد كه ديكتاتور داريد مى‌شويد. بدانيد كه مردم معلوم مى‌شود از شما روبرگردانده‌اند. مادامى‌كه مردم هستند و كمك دارند به شما مى‌كنند، شما اگر مردم نبودند نمى‌توانستيد اين جنگ را اداره بكنيد، اين شك ندارد. مردم اداره كردند، يعنى اين سپاه مردمند، اين بسيجى‌ها مردمند، ارتش هم امروز مردم است. اگر ارتش سابق بود همان طورى كه خيال كرده بود صدام، خيالش به واقعيت مى‌پيوست. براى اينكه، يك ارتشى بود كه انگيزۀ اسلامى‌نداشت و انگيزۀ منافع شخصى داشت و به مجرد اينكه وارد مى‌شدند آنها هم دست بر مى‌داشتند. خوب، ما سابق ديديم كه وقتى كه جنگ عمومى‌پيش آمد بدون اينكه با ما كار داشته باشند، آنها مى‌خواستند از اينجا عبور كنند، هيچ هم كار به ما نداشتند، به مجرد اينكه اينها در سرحد وارد شدند، تمام ارتشى‌ها و ژاندارمرى همه فرار كردند. و در تهران هم من خودم شاهد بودم كه تهران هم چمدان‌ها را همين ارتشبدها و امثال اينها مى‌بستند و از تهران فرار مى‌كردند. كجا مى‌خواستند بروند نمى‌دانم. و من ديدم كه اين سربازهايى كه از توى سربازخانه‌ها آمده‌اند بيرون مى‌گردند دنبال اينكه يك چيزى پيدا كنند بخورند. اين براى اين بود كه، مردم همراه نبودند. مردم شكر مى‌كردند كه آمدند اينجا و رضاخان رفت. اين يك واقعيت بود كه ما شاهد بوديم اين معنا را كه شكر مى‌كردند كه خدا به آنها يك منتى گذاشته است كه اجنبى‌ها، آنى كه اجنبى بودند، از روسيه بود، از امريكا بود، از انگلستان بود، اينها آمدند و «پهلوى» رفت. وضع اينطورى بود، چنانچه ديديد وقتى كه محمدرضا هم رفت مردم ريختند و آن طور جشن بپا كردند، گويى كه الآن سلطنت طلب‌ها در خارج همين ديشب هم مى‌گفتند كه همۀ ايران سلطنت طلبند، و اعليحضرت رضاى دوم 4

الآن محبوبيتى دارد كه مردم همه با او هستند! خوب، اينها بگويند. و من اعتقادم اين است كه اين رندها جمع شده‌اند دنبال اين بچه كه پول‌هايش را از جيبش درآورند. اينها مى‌خواهند اين را، پول‌هايى كه پدر كذايش از مردم گرفته و حالا در بانك‌ها دست اين است با اين بهانه‌ها از او در آورند وبعد هم رهايش كنند برود سراغ كارش. و من صلاحش را مى‌دانم برود سراغ تحصيل و برود سراغ يك كاسبى. بداند كه ديگر اين كارها گذشته است. مردم اگر چنانچه جمهورى اسلامى هم نباشد، ديگر سلطنت طلب نيستند، اين شكى در كار نيست. پشتوانه مردمى نتيجه خدمت به آنان در هر صورت آنى كه براى شما مهم است خدمت كردن به همۀ طبقات خصوصاً مستضعف‌ها، خصوصاً محرومينى كه در طول تاريخ محروم بوده‌اند اين بيچاره‌ها. بايد خدمت كنيد و خدمتتان را بگوييد به آنها، و وقتى گفته مى‌شود، عمل دنبالش باشد. و ان‌شاءاللّه اميدوارم كه اگر انگيزه اينطور باشد و شما موفق بشويد و ان‌شاءاللّه و موفق مى‌شويد ان‌شاءاللّه به اينكه خدمت كنيد به اين ملت، اين ملت هم همراه شماست، و نه انگيزۀ ديكتاتورى پيش مى‌آيد، و نه هم شما سود جو هستيد كه بخواهيد نمى‌دانم پارك داشته باشيد و ده داشته باشيد و ده را اگر دادند شما، شما اينطورى نيستيد، نمى‌توانيد هم باشيد. با اينكه يك كدامتان اگر يك خانه زايد بر مقدار خودتان درست كنيد همه به شما اشكال مى‌كنند، تحت فشار اشكال مردم واقع مى‌شويد. نيستيد اينطور و نمى‌توانيد هم باشيد.و مادامى‌كه‌اينطوراست، مردمى‌هستيد،مردمى‌كه هستيد همراه شماهستند، و وقتى مردم همراه شما هستند ديگرآسيبى دركار نيست. همدلى و برادرى مسئولين در رفع مشكلات و سفارش دوم اين است كه بين خودتان، بين وزرايى كه هستند، بين دولتى‌ها كه هستند برادرى باشد. شما براى اسلام مى‌خواهيد خدمت كنيد، نمى‌خواهيد كه براى خودتان كارى بكنيد. شما مى‌خواهيد براى اين ملت محروم درطول تاريخ خدمت بكنيد، نمى‌خواهيد كه جيب خودتان را پركنيد. شما اينجور نيستيد هيچ گاه. وقتى اينطور شد داعيه بر اينكه با هم مبارزه و معارضه بكنيد نيست و ان‌شاءاللّه نمى‌كنيد. نمى‌گويم مى‌كنيد كه حالا فردا بگويند معلوم شد كه اينها ريخته‌اند به هم كه فلانى اين حرف را مى‌زند. نه، اينطور نيست. نصيحت است من مى‌كنم ولو مى‌دانم كه شما هيچ كدام اين وضع را نداريد. و من اميدوارم كه ان‌شاءاللّه خداوند شما را حفظ كند و موفق باشيد و هركدام در كارخودتان موفق باشيد. و من اين چند نفر وزيرى كه استعفا كردند خوب بعضى شان را خيلى مى‌شناسم مثل آقاى «عسكراولادى» 5

، كه ايشان هم نظير آقاى مرحوم عراقى از اول نهضت همراه بود و زحمت كشيد، و من او را مرد بسيار صالحى، بسيار فداكارى مى‌دانم. و بعضى آقايان هم در طول اين جمهورى شناختم مثل وزير كار كه آن هم در طول اين مدت كه آشنا شدم مى‌دانم كه مرد صالح خوبى است. و مقتضاى صلاح هم همين است. كه وقتى ديدند كه مثلاً بين دولت و آنها خيلى هماهنگى نيست، خوب، اين پست را رها كنند يك پست ديگرى بگيرند، و دولت را بگذارند كه آن طورى كه مى‌خواهد عمل بكند. و بحمداللّه‌ دولت هم رو به اين است كه ان‌شاءاللّه مطالب را اصلاح بكند، گرانى را رفع بكند، ارزاق مردم خصوصاً، ارزاق مردم كه موجب گرفتارى مردم است و ناراحتى بسيارى هم هست. البته ناراحتى در طبقۀ بالاست، آنهايى كه گرانى برايشان چيزى نيست آنهاست كه هى به مردم تزريق مى‌كنند كه ارزانى نيست و چه و كذا. در هر صورت اميدواريم كه ان‌شاءاللّه اين مسئله هم حل بشود، اين مشكل هم حل بشود، و ساير مشكلات هم ان‌شاءاللّه حل بشود. و مشكل جنگ هم حل است تقريباً، ان‌شاءاللّه بهتر از اين بشود. و اميدوارم كه ان‌شاءاللّه در همۀ جهات موفق و پيروز باشيد، و توجه خودتان را به خدا هميشه داشته باشيد، و خدا در خلوت و جلوت همراه شماست و ناظر. علاوه بر اينكه ملائكة اللّه‌ ناظر شما هستند، من ورائهم 6

خداى تبارك و تعالى است كه آن چيزهايى كه بر ملائكة اللّه‌ هم مخفى هست اسرار غيبى شما پيش اوست و همه چيز در نظر اوست و همه چيز پيش اوست، و شما فردا بايد حساب پس بدهيد از همه چيز. و من اميدوارم كه در اين حساب، خوش حساب باشيد و نامۀ اعمال همۀ ما يك نامۀ اعمالى باشد كه به دست راست ما بدهند. و اميدوارم همه موفق و مؤيد باشيد. والسلام عليكم و رحمة اللّه‌

  1. ـ آقاى مهدى عراقى از ياران قديمى اسلام، انقلاب و امام خمينى است كه به اتفاق پسرش حسام توسط گروهك فرقان به شهادت رسيد. او هنگام شهادت، مسئوليت امور مالى مؤسسه كيهان را برعهده داشت. در حادثه ترور شهيد عراقى، يكى از دوستانش به نام «حسين مهديان» كه سرپرستى مؤسسه كيهان را داشت مجروح شد.
  2. ـ شهيد محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران.
  3. ـ شهيد محمدجواد باهنر، نخست وزير.
  4. ـ رضاپهلوى فرزند محمدرضاپهلوى، كه خيالبافانه و در آوارگى عنوان «رضا شاه دوم» را براى خود برگزيد!
  5. ـ آقاى حبيب‌اللّه‌ عسكراولادى مسلمان كه پس از پيروزى انقلاب به سمت وزير امور بازرگانى منصوب شد.
  6. ـ از همه طرف.

عنوان :

انگیزه حضور مردم در انقلاب لزوم خدمت مسئولان به مردم

مرجع :

صحیفه امام (۱۸) صفحه ۹۷

مکان :

تهران، جماران

تاریخ :

۱۳۶۲-۰۶-۰۷

حضار :

خامنه‌اى، سیدعلى (رئیس جمهور) موسوى، میرحسین (نخست‌وزیر) اعضاى دولت