Picture of the author
Comma
صحیفه
سخنرانى

بسم‌اللّه‌ الرحمن الرحيم الگوپذيرى از پيشوايان دين در تحمل سختيها اين عواطفى كه من از اقشار ملت مى‌بينم، عواطفى كه آنها را وادار مى‌كند از راههاى دور؛ از بختيارى، از شمال اينجا آمدند، تحمل زحمات كردند در اين هواى سرد، در اين راههاى دشوار، اين عواطف، يك بارى است بر دوش من. من نمى‌دانم چه طور از زير بار اين عواطف بيرون بيايم. امروز يك عكسى پيش من از يك جوانى فرستادند كه او نزديك دانشگاه شهيد شده است و وصيت كرده بوده است كه اگر من، فلانى 1

را نديدم، اين عكس را براى او بفرستيد، و من از ديدن اين عكس و باز عكسهاى ديگرى كه از جوانهاى ما در اين راه شهيد شدند باز احساس يك سنگينى مى‌كنم. بر دوش من سنگين است اين عواطف و آن چيزى كه همۀ سنگينيها را سبك مى‌كند، اين است كه ما از خدا هستيم و به سوى او مى‌رويم. 2

راه، راه خداست. شما از بختيارى كه حركت كرديد تا اينجا براى خدا بوده است. من مطرح نبودم، خدا مطرح بوده. و آن آقايان كه از شمال آمده‌اند، آنها هم راه را كه طى كرده‌اند، راه خدا بوده است، براى خدا بوده است. آن چيزى كه سهل مى‌كند مشكلات را، اين است كه ما براى اسلام تحمل زحمت مى‌كنيم. ما از موالى خودمان، از آقايان خودمان، از اولياى خودمان، از معصومين خودمان تبعيت مى‌كنيم. ما از رسول خدا ـ صلى‌اللّه‌ عليه و آله و سلم ـ تبعيت مى‌كنيم. آنها هم تحمل مشاق 3

زياد كردند. مشقتهايى كه براى ما شايد ممكن نيست كه تحمل كنيم. آن قدرى كه پيغمبر خدا تحمل مشقت براى خدا كرد، ماها نمى‌توانيم. لكن ما هم قطره‌اى هستيم از اين درياى بى‌پايان، به اندازه‌اى كه يك قطره، يك ذره مى‌تواند فداكارى كند، بايد فداكارى كنيم. اين اسلام است و قرآن است و خدا. مرتجع كيست؟ هر چه در راه اسلام بدهيم و هرچه در راه خدا بدهيم و هرچه در راه قرآن بدهيم فخر ماست، افتخار ماست، راه حق است. بگذار باطلها هرچه مى‌خواهند بگويند. بگذار باطلها شما را مرتجع بدانند. بگذار آنهايى كه مى‌خواهند براى ديگران زحمت بكشند، از ملت خودشان غافل‌اند، از كشور خودشان غافل‌اند، پشت كردند به ملت و كشور و براى شرق و غرب زحمت مى‌كشند، بگذار آنها، كسانى [را] كه در كشور خودشان و براى خودشان و براى استقلال خودشان زحمت مى‌كشند، مرتجع بدانند. دنيا بايد قضاوت 4

كند و در اين امر توجه كند و نظر بدهد كه آيا ملتى كه دشمنها را، دشمنهاى كشور را، جنايتكارها را، خيانتكارها را از صحنه بيرون رانده است و مى‌خواهد آزادى براى خودش به دست بياورد، مى‌خواهد استقلال براى خودش به دست بياورد، اين ملت مرتجع است، يا آنهايى كه الآن هم كه جنايتكارها بيرون هستند و رفتند، براى آنها كار مى‌كنند، براى آنها در مدارس مى‌روند و تبليغات سوء مى‌كنند، براى خارجيها آنها زحمت مى‌كشند. آيا آنهايى كه استقلال ملت ما را مى‌خواهند سلب كنند، آزادى كشور ما و ملت ما را مى‌خواهند از دستش بگيرند، آنها مرتجع هستند، يا آنهايى كه مى‌خواهند از زير بار ظلم خارج بشوند و مستقل باشند؟ آيا كسى كه مى‌خواهد پيوسته به شرق و غرب نباشد و با مشت محكم در مقابل شرق و غرب ايستاد و ملت خودش را نجات داد اين مرتجع است، يا آن كه از اول تا حالا به اسم اينكه براى خلق مى‌خواهد فدا باشد براى دشمن خلق فداكارى مى‌كند. به طرف چپ مى‌كشد، به طرف راست مى‌كشد؟ به نام خلق در خدمت بيگانگان بگذار دشمنها هرچه مى‌خواهند بگويند. شما راه خدا را پيش بگيريد. شما راهتان واضح است. راه شما، راه خداست. راهى است كه انبياى خدا رفتند. انبيا را هم اينها مرتجع مى‌دانند. اينها قرآن را هم كتاب ارتجاعى مى‌دانند. لكن مطلب اينها نيست. اينها براى ديگران دارند زحمت مى‌كشند. جوانهاى روشندل ما عواقب امور را ملاحظه كنند و از اينها سؤال كنند شما چه مى‌گوييد؟ شمايى كه براى خلق مى‌خواهيد فداكارى كنيد چرا مانع مى‌شويد از اينكه اين خلق مشغول زراعت باشد؟ چرا مانع مى‌شويد از اينكه كارخانه‌هاى اين مردم راه بيفتد؟ چرا خرمنهاى حاصل يك سال عمر يك خانواده را آتش مى‌زنيد؟ شمايى كه براى خلق هستيد و ديگران را مرتجع مى‌دانيد، حساب كار خودتان را بكنيد. اينها براى ملت دارند زحمت مى‌كشند و شما براى ديگران. من بار ديگر از شما جوانها، از پيرمردهايى كه تحمل اين زحمت را آن طورى كه آقا مى‌گويند كشيدند، از كسانى كه بچه هستند و در اين راه تحمل زحمت كردند، از كسانى كه معلول هستند و تحمل زحمت كردند و از كسانى كه به وسيلۀ شما براى ما پيغام فرستادند، از همۀ شما تشكر مى‌كنم و به همۀ شما دعا مى‌كنم. و خدمتگزار همۀ شما هستم. و اميدوارم كه شماها سعادتمند باشيد و سعادت دنيا و آخرت نصيب شما باشد. والسلام عليكم و رحمة‌اللّه‌ و بركاته

  1. ـ امام خمينى.
  2. ـ اشاره به آيۀ 156، سوره بقره.
  3. ـ جمع مشقت.
  4. ـ اصل: حكومت.

عنوان :

راه خلق، جدا از راه مدعیان هوادار خلق برچسب ارتجاع به رهروان راه خدا

مرجع :

صحیفه امام (۱۱) صفحه ۵۳۵

مکان :

قم

تاریخ :

۱۳۵۸-۱۰-۱۰

حضار :

کفن‌پوشان شهرکرد و بابل